impedir

[ایالات متحده]/im-peh-DEER/
[بریتانیا]/im-peh-DEER/

ترجمه

v. جلوگیری کردن؛ مانع شدن؛ محدود کردن؛ متوقف کردن

جملات نمونه

the security guard tried to impedir the protesters from entering the building.

نگهبان سعی کرد تا از ورود مظاهرکنندگان به ساختمان جلوگیری کند.

heavy rains will impedir construction work on the highway this weekend.

باران‌های سنگین این هفته‌پایانه از کار گذاشتن ساخت و ساز روی جاده جلوگیری خواهد کرد.

parents shouldnot impediment their children's creativity and imagination.

والدین باید خلاقیت و تخیل فرزندان خود را محدود نکنند.

the new law aims to impedir the spread of misinformation online.

قانون جدید به منظور جلوگیری از پخش اطلاعات نادرست در اینترنت است.

financial problems may impedir the company's expansion plans.

مشکلات مالی ممکن است از گسترش برنامه‌های شرکت جلوگیری کند.

doctors are working hard to impede the progression of the disease.

پزشکان سخت کوشیده‌اند تا پیشرفت بیماری را متوقف کنند.

nothing will impedir us from achieving our goals and dreams.

هیچ چیز ما را از دستیابی به اهداف و رویا‌هایمان جلو نخواهد گرفت.

the high fences were built to impede unauthorized access to the property.

دیوارهای بالا برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز به ملک ساخته شده‌اند.

his fear of failure sometimes impedes him from taking risks and opportunities.

ترس او از شکست گاهی اوقات او را از پذیرفتن ریسک‌ها و فرصت‌ها باز می‌دارد.

environmental regulations will impedir harmful industrial practices.

قوانین محیط زیست از رفتارهای صنعتی مضر جلوگیری خواهند کرد.

the teacher uses various methods to impede cheating during exams.

معلم از روش‌های مختلف برای جلوگیری از کلاهبرداری در امتحانات استفاده می‌کند.

technological limitations can impede the development of new products.

محدودیت‌های فناوری ممکن است توسعه محصولات جدید را محدود کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید