The temperature dropped imperceptibly throughout the night.
دمای هوا در طول شب به طور نامحسوس کاهش یافت.
She smiled imperceptibly at his joke.
او در پاسخ به شوخی او به طور نامحسوس لبخند زد.
Time passed imperceptibly as they chatted away.
زمان به طور نامحسوس گذشت در حالی که آنها با هم صحبت می کردند.
His mood changed imperceptibly as he listened to the music.
حالت او به طور نامحسوس تغییر کرد وقتی به موسیقی گوش می داد.
The colors of the sunset shifted imperceptibly from orange to pink.
رنگ های غروب خورشید به طور نامحسوس از نارنجی به صورتی تغییر کرد.
The old man's strength faded imperceptibly with age.
قدرت مرد پیر به طور نامحسوس با افزایش سن تحلیل رفت.
She inched imperceptibly closer to him on the park bench.
او به طور نامحسوس در نیمکت پارک به او نزدیک تر شد.
The scent of flowers filled the room imperceptibly.
بوی گلها به طور نامحسوس اتاق را پر کرد.
His influence on the team grew imperceptibly over time.
تاثیر او بر تیم به مرور زمان به طور نامحسوس افزایش یافت.
The sun dipped below the horizon imperceptibly, signaling the end of the day.
خورشید به طور نامحسوس زیر افق پنهان شد و نشان دهنده پایان روز بود.
The temperature dropped imperceptibly throughout the night.
دمای هوا در طول شب به طور نامحسوس کاهش یافت.
She smiled imperceptibly at his joke.
او در پاسخ به شوخی او به طور نامحسوس لبخند زد.
Time passed imperceptibly as they chatted away.
زمان به طور نامحسوس گذشت در حالی که آنها با هم صحبت می کردند.
His mood changed imperceptibly as he listened to the music.
حالت او به طور نامحسوس تغییر کرد وقتی به موسیقی گوش می داد.
The colors of the sunset shifted imperceptibly from orange to pink.
رنگ های غروب خورشید به طور نامحسوس از نارنجی به صورتی تغییر کرد.
The old man's strength faded imperceptibly with age.
قدرت مرد پیر به طور نامحسوس با افزایش سن تحلیل رفت.
She inched imperceptibly closer to him on the park bench.
او به طور نامحسوس در نیمکت پارک به او نزدیک تر شد.
The scent of flowers filled the room imperceptibly.
بوی گلها به طور نامحسوس اتاق را پر کرد.
His influence on the team grew imperceptibly over time.
تاثیر او بر تیم به مرور زمان به طور نامحسوس افزایش یافت.
The sun dipped below the horizon imperceptibly, signaling the end of the day.
خورشید به طور نامحسوس زیر افق پنهان شد و نشان دهنده پایان روز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید