impermissible

[ایالات متحده]/ˌɪmpɜːˈmɪsəbl/
[بریتانیا]/ˌɪmpɜːrˈmɪsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجاز نیست; اجازه داده نشده

جملات نمونه

It is impermissible to smoke in this area.

کشیدن سیگار در این منطقه مجاز نیست.

Cheating on exams is impermissible in this school.

تقلب در امتحان در این مدرسه مجاز نیست.

It is impermissible to park in front of the fire hydrant.

پارک کردن جلوی انشعاب آب آتش نشانی مجاز نیست.

Using someone else's work without permission is impermissible.

استفاده از آثار دیگران بدون اجازه مجاز نیست.

It is impermissible to bring outside food into the cinema.

وارد کردن غذا از بیرون به سینما مجاز نیست.

Violence is impermissible in any form.

خشونت به هر شکلی مجاز نیست.

It is impermissible to use offensive language in the workplace.

استفاده از زبان توهین آمیز در محل کار مجاز نیست.

Trespassing on private property is impermissible.

ورود غیرمجاز به ملک خصوصی مجاز نیست.

It is impermissible to discriminate based on race.

تبعیض بر اساس نژاد مجاز نیست.

It is impermissible to copy someone else's homework.

کپی کردن تکالیف دیگران مجاز نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید