imperviousness to criticism
غیرقابل نفوذ به انتقاد
demonstrating imperviousness
نشان دادن مقاومت در برابر انتقاد
achieving imperviousness
به دست آوردن مقاومت در برابر انتقاد
imperviousness prevailed
مقاومت در برابر انتقاد غالب بود
testing imperviousness
آزمایش مقاومت در برابر انتقاد
layers of imperviousness
لایههای مقاومت در برابر انتقاد
seeking imperviousness
جستجوی مقاومت در برابر انتقاد
guaranteeing imperviousness
تضمین مقاومت در برابر انتقاد
imperviousness rating
امتیاز مقاومت در برابر انتقاد
high imperviousness
مقاومت بالا در برابر انتقاد
the building's imperviousness to water ensured its survival during the flood.
بینفوذ بودن ساختمان به آب، تضمین بقای آن در طول سیل بود.
the material demonstrated an imperviousness to most common solvents.
این ماده مقاومت در برابر بیشتر حلالهای رایج را نشان داد.
her imperviousness to criticism frustrated her colleagues.
بیاعتنایی او به انتقاد همکارانش را ناامید کرد.
the coating provided an imperviousness layer against corrosion.
این پوشش یک لایه بینفوذ در برابر خوردگی فراهم کرد.
the child's imperviousness to reason was both charming and frustrating.
بیاعتنایی کودک به استدلال همزمان جذاب و آزاردهنده بود.
the company sought a material with high imperviousness for the pipeline.
شرکت به دنبال مادهای با بینفوذی بالا برای خط لوله بود.
the design prioritized imperviousness to prevent leaks and damage.
طراحی اولویت بینفوذی را برای جلوگیری از نشت و آسیب قرار داد.
the legal team highlighted the contract's imperviousness to alteration.
گروه حقوقی بر بینفوذ بودن قرارداد به تغییرات تأکید کرد.
the scientist studied the material's imperviousness to radiation.
دانشمند مقاومت ماده در برابر تشعشع را مطالعه کرد.
the armor offered a degree of imperviousness against physical attacks.
این زره درجهای از مقاومت در برابر حملات فیزیکی را ارائه میداد.
the politician's imperviousness to public opinion was remarkable.
بیاعتنایی سیاستمدار به نظر عمومی قابل توجه بود.
imperviousness to criticism
غیرقابل نفوذ به انتقاد
demonstrating imperviousness
نشان دادن مقاومت در برابر انتقاد
achieving imperviousness
به دست آوردن مقاومت در برابر انتقاد
imperviousness prevailed
مقاومت در برابر انتقاد غالب بود
testing imperviousness
آزمایش مقاومت در برابر انتقاد
layers of imperviousness
لایههای مقاومت در برابر انتقاد
seeking imperviousness
جستجوی مقاومت در برابر انتقاد
guaranteeing imperviousness
تضمین مقاومت در برابر انتقاد
imperviousness rating
امتیاز مقاومت در برابر انتقاد
high imperviousness
مقاومت بالا در برابر انتقاد
the building's imperviousness to water ensured its survival during the flood.
بینفوذ بودن ساختمان به آب، تضمین بقای آن در طول سیل بود.
the material demonstrated an imperviousness to most common solvents.
این ماده مقاومت در برابر بیشتر حلالهای رایج را نشان داد.
her imperviousness to criticism frustrated her colleagues.
بیاعتنایی او به انتقاد همکارانش را ناامید کرد.
the coating provided an imperviousness layer against corrosion.
این پوشش یک لایه بینفوذ در برابر خوردگی فراهم کرد.
the child's imperviousness to reason was both charming and frustrating.
بیاعتنایی کودک به استدلال همزمان جذاب و آزاردهنده بود.
the company sought a material with high imperviousness for the pipeline.
شرکت به دنبال مادهای با بینفوذی بالا برای خط لوله بود.
the design prioritized imperviousness to prevent leaks and damage.
طراحی اولویت بینفوذی را برای جلوگیری از نشت و آسیب قرار داد.
the legal team highlighted the contract's imperviousness to alteration.
گروه حقوقی بر بینفوذ بودن قرارداد به تغییرات تأکید کرد.
the scientist studied the material's imperviousness to radiation.
دانشمند مقاومت ماده در برابر تشعشع را مطالعه کرد.
the armor offered a degree of imperviousness against physical attacks.
این زره درجهای از مقاومت در برابر حملات فیزیکی را ارائه میداد.
the politician's imperviousness to public opinion was remarkable.
بیاعتنایی سیاستمدار به نظر عمومی قابل توجه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید