imperviousness

[ایالات متحده]/[ɪmˈpɜːvɪəsˌnəs]/
[بریتانیا]/[ɪmˈpɜːrvɪəsˌnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیتی که امکان تحت تاثیر قرار گرفتن چیزی برای آن وجود ندارد؛ کیفیتی که غیرقابل نفوذ است؛ مقاومت در برابر نفوذ؛ مصونیت یا مقاومت در برابر تاثیر یا متقاعد کردن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

imperviousness to criticism

غیرقابل نفوذ به انتقاد

demonstrating imperviousness

نشان دادن مقاومت در برابر انتقاد

achieving imperviousness

به دست آوردن مقاومت در برابر انتقاد

imperviousness prevailed

مقاومت در برابر انتقاد غالب بود

testing imperviousness

آزمایش مقاومت در برابر انتقاد

layers of imperviousness

لایه‌های مقاومت در برابر انتقاد

seeking imperviousness

جستجوی مقاومت در برابر انتقاد

guaranteeing imperviousness

تضمین مقاومت در برابر انتقاد

imperviousness rating

امتیاز مقاومت در برابر انتقاد

high imperviousness

مقاومت بالا در برابر انتقاد

جملات نمونه

the building's imperviousness to water ensured its survival during the flood.

بی‌نفوذ بودن ساختمان به آب، تضمین بقای آن در طول سیل بود.

the material demonstrated an imperviousness to most common solvents.

این ماده مقاومت در برابر بیشتر حلال‌های رایج را نشان داد.

her imperviousness to criticism frustrated her colleagues.

بی‌اعتنایی او به انتقاد همکارانش را ناامید کرد.

the coating provided an imperviousness layer against corrosion.

این پوشش یک لایه بی‌نفوذ در برابر خوردگی فراهم کرد.

the child's imperviousness to reason was both charming and frustrating.

بی‌اعتنایی کودک به استدلال همزمان جذاب و آزاردهنده بود.

the company sought a material with high imperviousness for the pipeline.

شرکت به دنبال ماده‌ای با بی‌نفوذی بالا برای خط لوله بود.

the design prioritized imperviousness to prevent leaks and damage.

طراحی اولویت بی‌نفوذی را برای جلوگیری از نشت و آسیب قرار داد.

the legal team highlighted the contract's imperviousness to alteration.

گروه حقوقی بر بی‌نفوذ بودن قرارداد به تغییرات تأکید کرد.

the scientist studied the material's imperviousness to radiation.

دانشمند مقاومت ماده در برابر تشعشع را مطالعه کرد.

the armor offered a degree of imperviousness against physical attacks.

این زره درجه‌ای از مقاومت در برابر حملات فیزیکی را ارائه می‌داد.

the politician's imperviousness to public opinion was remarkable.

بی‌اعتنایی سیاستمدار به نظر عمومی قابل توجه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید