impoverished

[ایالات متحده]/ɪm'pɒvərɪʃt/
[بریتانیا]/ɪm'pɑvərɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد ثروت یا منابع، خالی، ناتوان

جملات نمونه

the soil was impoverished by annual burning.

خاک به دلیل سوزاندن سالانه فقیر شده بود.

an impoverished speech; a region impoverished by drought.

یک سخنرانی فقیر؛ یک منطقه که به دلیل خشکسالی فقیر شده است.

Ziarat is a rural part of an impoverished province.

زیارت بخشی روستایی از یک استان فقیرنشین است.

They were impoverished by a prolonged spell of unemployment.

آنها به دلیل یک دوره طولانی بیکاری دچار فقر شدند.

impoverished Mexicans who were arrested here by the gross.

مکزیکی‌های فقیر که به این شکل در اینجا دستگیر شدند.

These impoverished students endure double pressures of economy and study as the puniness colony.

این دانش‌آموزان فقیر فشار مضاعف اقتصاد و تحصیل را به عنوان یک کلنی کوچک تحمل می‌کنند.

If the breadwinner deserts the family, it will be left penniless. One who isimpoverished has been reduced to poverty:

اگر نان‌آور خانواده خانواده را ترک کند، آنها بی‌نیاز خواهند ماند. کسی که فقیر شده است به فقر رسیده است:

According to this condition, some people always take it as a quillet that our country are still too impoverished to appropriate sufficient money to develop education.

طبق این شرط، برخی افراد همیشه آن را به عنوان یک مسئله می‌پندارند که کشور ما هنوز آنقدر فقیر است که نمی‌تواند پول کافی برای توسعه آموزش تأمین کند.

Three forces are combining with deadly effect on the Indian Ocean island, which is incalculably rich in wildlife but impoverished in basic infrastructure.

سه نیرو با اثر کشنده بر جزیره اقیانوس هند تأثیر می‌گذارند، جزیره‌ای که از نظر حیات وحش فوق العاده غنی اما از نظر زیرساخت‌های اساسی فقیر است.

You realize that hip-hop is urban folk art, and as much an indication of the conditions in impoverished areas as bluesman Robert Johnson's laments in the 1930s.

شما متوجه می‌شوید که هیپ هاپ هنر فولکلور شهری است و به اندازه ابراز نارضایتی‌های بلوزمن رابرت جانسون در دهه 1930، نشان‌دهنده شرایط در مناطق فقیرنشین است.

The more impoverished area should note flump fact to develop scientificly more view, regard national level poverty as county of Gansu Province article, realizing its profundity intention in practice.

منطقه فقیرتر باید این واقعیت را در نظر بگیرد که برای توسعه علمی، دیدگاه بیشتری داشته باشد، فقر در سطح ملی را به عنوان مقاله استان گانسو در نظر بگیرد و قصد عمیق آن را در عمل درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید