underprivileged

[ایالات متحده]/ʌndə'prɪvɪlɪdʒd/
[بریتانیا]/ˌʌndɚ'prɪvəlɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد حقوق یا مزایای اساسی، فقیر

جملات نمونه

a prejudice in favor of the underprivileged;

یک تعصب به نفع محرومان;

providing opportunities for underprivileged youth

ارائه فرصت‌هایی برای جوانان محروم

helping the underprivileged access education

کمک به افراد محروم برای دسترسی به آموزش

working to alleviate the struggles of the underprivileged

تلاش برای کاهش مشکلات افراد محروم

donating to underprivileged families in need

اهدای کمک به خانواده‌های محروم نیازمند

offering support to underprivileged individuals

ارائه حمایت به افراد محروم

empowering underprivileged communities through education

توانمندسازی جوامع محروم از طریق آموزش

advocating for the rights of the underprivileged

حمایت از حقوق افراد محروم

addressing the needs of the underprivileged population

رسیدگی به نیازهای جمعیت محروم

creating equal opportunities for the underprivileged

ایجاد فرصت‌های برابر برای افراد محروم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید