impresses me
من را تحت تاثیر قرار میدهد
deeply impresses
به شدت تحت تاثیر قرار میدهد
impresses them
آنها را تحت تاثیر قرار میدهد
impresses visitors
بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار میدهد
impresses everyone
همه را تحت تاثیر قرار میدهد
being impressed
تحت تاثیر قرار گرفتن
impresses greatly
به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار میدهد
impresses quickly
به سرعت تحت تاثیر قرار میدهد
impresses consistently
به طور مداوم تحت تاثیر قرار میدهد
impresses strongly
به شدت تحت تاثیر قرار میدهد
the candidate's experience impresses the hiring manager.
تجربه نامزد، مدیر استخدام را تحت تاثیر قرار میدهد.
her dedication to the project impresses everyone on the team.
تعهد او به پروژه، همه اعضای تیم را تحت تاثیر قرار میدهد.
the stunning view from the mountaintop impresses visitors.
منظره خیرهکننده از قله کوه، بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار میدهد.
his ability to solve complex problems impresses his colleagues.
توانایی او در حل مسائل پیچیده، همکارانش را تحت تاثیر قرار میدهد.
the quality of their work impresses the client significantly.
کیفیت کار آنها، مشتری را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار میدهد.
the speed with which she learned the new software impresses me.
سرعتی که او نرمافزار جدید را یاد گرفت، من را تحت تاثیر قرار میدهد.
the sheer scale of the stadium impresses even seasoned fans.
مقیاس عظیم استادیوم، حتی طرفداران باتجربه را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
the artist's unique style impresses the art critics.
سبک منحصر به فرد هنرمند، منتقدان هنری را تحت تاثیر قرار میدهد.
the clarity of his explanation impresses the students.
وضوح توضیحات او، دانشآموزان را تحت تاثیر قرار میدهد.
the innovative design impresses the judges at the competition.
طراحی نوآورانه، داوران مسابقه را تحت تاثیر قرار میدهد.
the team's resilience impresses the coach.
استقامت تیم، مربی را تحت تاثیر قرار میدهد.
impresses me
من را تحت تاثیر قرار میدهد
deeply impresses
به شدت تحت تاثیر قرار میدهد
impresses them
آنها را تحت تاثیر قرار میدهد
impresses visitors
بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار میدهد
impresses everyone
همه را تحت تاثیر قرار میدهد
being impressed
تحت تاثیر قرار گرفتن
impresses greatly
به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار میدهد
impresses quickly
به سرعت تحت تاثیر قرار میدهد
impresses consistently
به طور مداوم تحت تاثیر قرار میدهد
impresses strongly
به شدت تحت تاثیر قرار میدهد
the candidate's experience impresses the hiring manager.
تجربه نامزد، مدیر استخدام را تحت تاثیر قرار میدهد.
her dedication to the project impresses everyone on the team.
تعهد او به پروژه، همه اعضای تیم را تحت تاثیر قرار میدهد.
the stunning view from the mountaintop impresses visitors.
منظره خیرهکننده از قله کوه، بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار میدهد.
his ability to solve complex problems impresses his colleagues.
توانایی او در حل مسائل پیچیده، همکارانش را تحت تاثیر قرار میدهد.
the quality of their work impresses the client significantly.
کیفیت کار آنها، مشتری را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار میدهد.
the speed with which she learned the new software impresses me.
سرعتی که او نرمافزار جدید را یاد گرفت، من را تحت تاثیر قرار میدهد.
the sheer scale of the stadium impresses even seasoned fans.
مقیاس عظیم استادیوم، حتی طرفداران باتجربه را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
the artist's unique style impresses the art critics.
سبک منحصر به فرد هنرمند، منتقدان هنری را تحت تاثیر قرار میدهد.
the clarity of his explanation impresses the students.
وضوح توضیحات او، دانشآموزان را تحت تاثیر قرار میدهد.
the innovative design impresses the judges at the competition.
طراحی نوآورانه، داوران مسابقه را تحت تاثیر قرار میدهد.
the team's resilience impresses the coach.
استقامت تیم، مربی را تحت تاثیر قرار میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید