wins

[ایالات متحده]/[wɪnz]/
[بریتانیا]/[wɪnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برنده شدن؛ موفق شدن؛ متقاعد کردن کسی برای انجام کاری
n. پیروزی؛ عمل برنده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

wins the game

برد بازی

wins points

کسب امتیاز

wins approval

کسب تایید

winning smile

لبخند پیروزی

wins awards

کسب جوایز

winning team

تیم برنده

wins support

کسب حمایت

winning strategy

استراتژی پیروزمندانه

wins elections

برنده انتخابات

wins praise

کسب تحسین

جملات نمونه

the team wins the championship after a thrilling game.

تیم پس از یک مسابقه هیجان‌انگیز، قهرمانی را به دست می‌آورد.

she wins first place in the science fair with her project.

او با پروژه خود، مقام اول را در نمایشگاه علم به دست می‌آورد.

he wins a scholarship to study abroad next year.

او سال آینده بورسیه تحصیلی برای تحصیل در خارج از کشور به دست می‌آورد.

our company wins a major contract with the government.

شرکت ما یک قرارداد بزرگ با دولت به دست می‌آورد.

the candidate wins the election by a landslide.

نامزد انتخابات را با اختلاف پیروز می‌شود.

the lottery winner wins a million dollars!

برنده لاتاری یک میلیون دلار برنده می‌شود!

the underdog wins against all expectations.

بازنده‌ها علی‌رغم تمام انتظارات پیروز می‌شوند.

she wins the hearts of the audience with her singing.

او با آواز خود، دل‌های مخاطبان را به دست می‌آورد.

the cat wins a nap spot on the sunny windowsill.

گربه جایگاه چرت‌زدن را در طاقچه آفتابی به دست می‌آورد.

he wins praise for his quick thinking during the crisis.

او برای تفکر سریع خود در طول بحران مورد تحسین قرار می‌گیرد.

the debate team wins the regional competition.

تیم مناظره مسابقه منطقه‌ای را پیروز می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید