impropriety

[ایالات متحده]/ˌɪmprəˈpraɪəti/
[بریتانیا]/ˌɪmprəˈpraɪəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار نامناسب، بی‌شرمی، نادرستی، بی‌حیایی
Word Forms

جملات نمونه

she was scandalized at the impropriety of the question.

او در برابر عدم پوشش سوالات احساس انزجار کرد.

There is no suggestion of impropriety by the minister.

هیچ اشاره‌ای به بی‌قانونی از سوی وزیر وجود ندارد.

Parliament was accused of constitutional impropriety.

پارلمان به بی‌قانونی قانون اساسی متهم شد.

I was surprised by the impropriety of his remarks.

من از بی‌قانونی صحبت‌های او متعجب شدم.

avoid any appearance of impropriety

از هرگونه ظاهر بی‌قانونی خودداری کنید.

investigate claims of impropriety

مدعیات مربوط به بی‌قانونی را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید