improv

[ایالات متحده]/ˈɪmprɒv/
[بریتانیا]/ˈɪmprɑːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجراهای بداهه
adj. مربوط به اجراهای بداهه

عبارات و ترکیب‌ها

improv comedy

کمدی بداهه

improv class

کلاس بداهه

improv show

نمایش بداهه

improv theater

تئاتر بداهه

improv game

بازی بداهه

improv scene

صحنه بداهه

improv group

گروه بداهه

improv workshop

کارگاه بداهه

improv moment

لحظه بداهه

improv skills

مهارت‌های بداهه

جملات نمونه

improv can help improve your public speaking skills.

اجرای بداهه می‌تواند به بهبود مهارت‌های سخن‌سنجی شما کمک کند.

many comedians start their careers with improv classes.

بسیاری از کمدین‌ها شروع به کار خود با کلاس‌های بداهه می‌کنند.

improv encourages creativity and quick thinking.

اجرای بداهه، خلاقیت و تفکر سریع را تشویق می‌کند.

joining an improv group can be a fun way to meet new people.

پیوستن به یک گروه بداهه می‌تواند راهی سرگرم‌کننده برای ملاقات با افراد جدید باشد.

improv games can break the ice in a group setting.

بازی‌های بداهه می‌توانند یخ را در یک محیط گروهی بشکنند.

she uses improv techniques to enhance her acting skills.

او از تکنیک‌های بداهه برای ارتقای مهارت‌های بازیگری خود استفاده می‌کند.

improv shows can be unpredictable and entertaining.

نمایش‌های بداهه می‌توانند غیرقابل پیش‌بینی و سرگرم‌کننده باشند.

he often participates in improv workshops on weekends.

او اغلب در آخر هفته‌ها در کارگاه‌های بداهه شرکت می‌کند.

improv teaches you to be present in the moment.

اجرای بداهه به شما می‌آموزد که در لحظه حاضر باشید.

taking improv classes can boost your confidence.

شرکت در کلاس‌های بداهه می‌تواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید