in-house

[ایالات متحده]/ˌɪnˈhaʊs/
[بریتانیا]/ˌɪnˈhaʊs/

ترجمه

adv. در درون یک سازمان
adj. انجام شده یا موجود در درون یک سازمان

عبارات و ترکیب‌ها

in-house counsel

مشاور حقوقی داخلی

in-house training

آموزش داخلی

in-house team

تیم داخلی

in-house design

طراحی داخلی

in-house production

تولید داخلی

in-house expert

متخصص داخلی

in-house policy

سیاست داخلی

in-house development

توسعه داخلی

in-house marketing

بازاریابی داخلی

in-house staff

پرسنل داخلی

جملات نمونه

we use an in-house team for graphic design.

ما از یک تیم طراحی گرافیک داخلی استفاده می‌کنیم.

the in-house legal counsel reviewed the contract.

مشاور حقوقی داخلی قرارداد را بررسی کرد.

our in-house training program is very effective.

برنامه آموزشی داخلی ما بسیار مؤثر است.

they developed an in-house software solution.

آنها یک راه حل نرم افزاری داخلی توسعه دادند.

the in-house marketing team managed the campaign.

تیم بازاریابی داخلی کمپین را مدیریت کرد.

we prefer to keep this project in-house.

ما ترجیح می‌دهیم این پروژه را در داخل خانه نگه داریم.

the in-house it support is readily available.

پشتیبانی IT داخلی به راحتی در دسترس است.

an in-house expert will address the issue.

یک متخصص داخلی به این موضوع رسیدگی خواهد کرد.

we have an in-house recruitment process.

ما یک فرآیند استخدام داخلی داریم.

the in-house research team conducted the study.

تیم تحقیقات داخلی مطالعه را انجام داد.

we value our in-house knowledge and experience.

ما دانش و تجربه داخلی خود را ارزیابی می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید