staff

[ایالات متحده]/stɑːf/
[بریتانیا]/stæf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمام کارمندان؛ پرسنل آموزشی یا اداری؛ مشاوران، دستیاران.
Word Forms
جمعstaffs
زمان گذشتهstaffed
صفت یا فعل حال استمراریstaffing
قسمت سوم فعلstaffed
شکل سوم شخص مفردstaffs

عبارات و ترکیب‌ها

office staff

پرسنل اداری

restaurant staff

پرسنل رستوران

technical staff

پرسنل فنی

teaching staff

پرسنل آموزشی

medical staff

پرسنل پزشکی

staff member

عضو کارکنان

professional staff

پرسنل حرفه‌ای

sales staff

پرسنل فروش

nursing staff

پرسنل پرستاری

administrative staff

پرسنل اداری

production staff

پرسنل تولید

chief of staff

رئيس دفتر

general staff

پرسنل عمومی

staff management

مدیریت پرسنل

senior staff

پرسنل ارشد

support staff

پرسنل پشتیبانی

marketing staff

پرسنل بازاریابی

staff development

توسعه پرسنل

maintenance staff

پرسنل تعمیر و نگهداری

managerial staff

پرسنل مدیریتی

جملات نمونه

the staff of a school

پرسنل یک مدرسه

ancillary staff such as radiotherapists.

پرسنل جانبی مانند رادیوتراپیست‌ها

a staff of 600.

پرسنلی از 600 نفر

the staff were paid in cash.

کارمندان به صورت نقدی پرداخت شدند.

staff should clock in on arrival.

کارمندان باید در زمان ورود ثبت ساعت کنند.

a noticeable increase in staff motivation.

افزایش قابل توجه انگیزه کارکنان

there was only a skeleton staff on duty.

فقط یک تیم کوچک در حال خدمت بود.

hospital staff were not to blame.

کادر بیمارستان مقصر نبود.

senior staff's superordinate position.

موقعیت برتر کارکنان ارشد.

the nursing staff of a hospital.

پرسنل پرستاری یک بیمارستان.

a staff member (=a member of the staff)

یک کارمند (=یک عضو کارکنان)

the staff are bristling with indignation.

پرسنل با خشم در حال واکنش هستند.

the staff were in turmoil—it was panic city.

کارمندان در هرج و مرج بودند - این شهر وحشت بود.

a staff clear-out is being planned.

برکناری پرسنل در حال برنامه‌ریزی است.

staff who come into contact with the public.

پرسنلی که با مردم تماس دارند.

a drastic reduction of staffing levels.

کاهش شدید سطح پرسنل.

staff are foaming at the mouth .

کارکنان در حال کف کردن هستند.

the manyfold increase in staffing levels.

افزایش چند برابری سطح پرسنل.

نمونه‌های واقعی

And now you have a staff of 220 people.

اکنون شما دارای یک تیم 220 نفره هستید.

منبع: Selected Film and Television News

Instead of reprimanding ZTE staff and senior management, ZTE rewarded them.

به جای سرزنش کارکنان و مدیران ارشد ZTE، ZTE آنها را پاداش داد.

منبع: VOA Daily Standard April 2018 Collection

In fact, we are looking to take on more staff.

در واقع، ما به دنبال استخدام کارکنان بیشتر هستیم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

That information is restricted to hospital staff.

آن اطلاعات فقط برای کارکنان بیمارستان محدود است.

منبع: Friends Season 8

So how long do people generally need temporary staff for?

بنابراین مردم معمولاً به چه مدت به کارکنان موقت نیاز دارند؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 15

It has a staff of around 900.

اینجا یک تیم حدود 900 نفره دارد.

منبع: Business English Encyclopedia

Amid the firestorm, Facebook has hired more staff to police it s platform.

در میان جنجال، فیس بوک کارکنان بیشتری را برای پلیس کردن پلتفرم خود استخدام کرده است.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

And other centers have been short staffed, too.

و سایر مراکز نیز با کمبود نیرو مواجه بوده اند.

منبع: NPR News July 2022 Compilation

Companies can also encourage their staff to learn.

شرکت ها همچنین می توانند کارکنان خود را به یادگیری تشویق کنند.

منبع: Dominance Issue 3 (March 2018)

Friedman relies on a lean staff of 20 in Austin.

فریدمن به یک تیم کوچک 20 نفره در آستین متکی است.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید