inadequacies

[ایالات متحده]/ɪnˈædɪkwəsiz/
[بریتانیا]/ɪnˈædɪkwəsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت ناکافی بودن؛ کمبود کیفیت یا مقدار

عبارات و ترکیب‌ها

address inadequacies

رفع نواقص

identify inadequacies

تشخیص نواقص

overcome inadequacies

غلبه بر نواقص

recognize inadequacies

تشخیص نواقص

highlight inadequacies

تاکید بر نواقص

assess inadequacies

ارزیابی نواقص

tackle inadequacies

مقابله با نواقص

mitigate inadequacies

کاهش نواقص

expose inadequacies

افشای نواقص

correct inadequacies

اصلاح نواقص

جملات نمونه

her inadequacies were highlighted during the performance review.

نقص‌های او در طول ارزیابی عملکرد برجسته شد.

we must address the inadequacies in our current system.

ما باید به رفع نواقص سیستم فعلی خود بپردازیم.

the report pointed out several inadequacies in the project.

گزارش چندین نقص در پروژه را نشان داد.

his inadequacies as a leader became evident over time.

نقص‌های او به عنوان یک رهبر به مرور زمان آشکار شد.

training programs are designed to help overcome inadequacies.

برنامه‌های آموزشی برای کمک به رفع نواقص طراحی شده‌اند.

she was aware of her inadequacies and sought improvement.

او از نقاط ضعف خود آگاه بود و به دنبال بهبود بود.

inadequacies in communication can lead to misunderstandings.

نواقص در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the team worked hard to rectify their inadequacies.

تیم سخت تلاش کرد تا نواقص خود را برطرف کند.

identifying inadequacies is the first step toward progress.

تشخیص نواقص اولین قدم به سوی پیشرفت است.

his report addressed the inadequacies in the existing policies.

گزارش او به پرداختن به نواقص سیاست‌های موجود پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید