inappeasable

[ایالات متحده]/ˌɪnəˈpiːzəbl/
[بریتانیا]/ˌɪnəˈpiːzəbl/

ترجمه

adj. غیر قابل آرامش یا راضی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

inappeasable anger

خشم فرو نشدنی

inappeasable hunger

گرسنگی فرو نشدنی

inappeasable desire

تمایل فرو نشدنی

inappeasable wrath

خشم فرو نشدنی

inappeasable thirst

تشنگی فرو نشدنی

inappeasable grief

اندوه فرو نشدنی

inappeasable demands

مطالبات فرو نشدنی

inappeasable need

نیاز فرو نشدنی

inappeasable urge

تمایل فرو نشدنی

inappeasable dissatisfaction

نارضایتی فرو نشدنی

جملات نمونه

the inappeasable hunger drove him to search for food.

گرسنه سیری‌ناپذیر او را به جستجوی غذا وادار کرد.

her inappeasable curiosity led her to explore every corner of the city.

کنجکاوی سیری‌ناپذیر او باعث شد تمام گوشه‌های شهر را کاوش کند.

the inappeasable demands of the project required more resources.

الزامات سیری‌ناپذیر پروژه به منابع بیشتری نیاز داشت.

he had an inappeasable desire for knowledge that kept him reading.

او میل سیری‌ناپذیری برای دانش داشت که او را به خواندن ادامه داد.

the inappeasable anger of the crowd led to protests.

خشم سیری‌ناپذیر جمعیت منجر به اعتراضات شد.

her inappeasable ambition pushed her to work harder.

جاه‌طلبی سیری‌ناپذیر او او را به تلاش بیشتر واداشت.

they faced inappeasable criticism for their decisions.

تصمیمات آنها با انتقادات سیری‌ناپذیری روبرو شد.

the inappeasable thirst for adventure drove him to travel the world.

تشنگی سیری‌ناپذیر برای ماجراجویی او را به سفر در سراسر جهان سوق داد.

his inappeasable love for music inspired him to create new songs.

عشق سیری‌ناپذیر او به موسیقی الهام بخش او برای ساختن آهنگ‌های جدید بود.

she felt an inappeasable sadness after the loss.

او پس از دست دادن احساس غم سیری‌ناپذیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید