body inclines
بدنه متمایل است
camera inclines
دوربین متمایل است
line inclines
خط متمایل است
road inclines
جاده متمایل است
surface inclines
سطح متمایل است
angle inclines
زاویه متمایل است
path inclines
مسیر متمایل است
terrain inclines
زمین متمایل است
roof inclines
سقف متمایل است
slope inclines
شیب متمایل است
she often inclines to take the scenic route.
او اغلب تمایل دارد مسیر دیدنی را انتخاب کند.
his opinion inclines towards a more conservative approach.
نظر او به سمت رویکردی محافظهکارانهتر متمایل است.
the evidence inclines us to believe in his innocence.
شواهد ما را به باور به بیگناهی او سوق میدهد.
she inclines to be optimistic about the future.
او تمایل دارد در مورد آینده خوشبین باشد.
he inclines towards a vegetarian diet for health reasons.
او به دلیل سلامتی به سمت رژیم غذایی گیاهخواری متمایل است.
the committee inclines to approve the new policy.
کمیته تمایل دارد سیاست جدید را تأیید کند.
my interests inclines towards technology and innovation.
علاقه من به سمت فناوری و نوآوری متمایل است.
she inclines to believe in the power of positive thinking.
او تمایل دارد به قدرت تفکر مثبت باور داشته باشد.
his mood often inclines towards melancholy.
حالت او اغلب به سمت افسردگی متمایل میشود.
they inclines to support environmental initiatives.
آنها تمایل دارند از طرحهای زیستمحیطی حمایت کنند.
body inclines
بدنه متمایل است
camera inclines
دوربین متمایل است
line inclines
خط متمایل است
road inclines
جاده متمایل است
surface inclines
سطح متمایل است
angle inclines
زاویه متمایل است
path inclines
مسیر متمایل است
terrain inclines
زمین متمایل است
roof inclines
سقف متمایل است
slope inclines
شیب متمایل است
she often inclines to take the scenic route.
او اغلب تمایل دارد مسیر دیدنی را انتخاب کند.
his opinion inclines towards a more conservative approach.
نظر او به سمت رویکردی محافظهکارانهتر متمایل است.
the evidence inclines us to believe in his innocence.
شواهد ما را به باور به بیگناهی او سوق میدهد.
she inclines to be optimistic about the future.
او تمایل دارد در مورد آینده خوشبین باشد.
he inclines towards a vegetarian diet for health reasons.
او به دلیل سلامتی به سمت رژیم غذایی گیاهخواری متمایل است.
the committee inclines to approve the new policy.
کمیته تمایل دارد سیاست جدید را تأیید کند.
my interests inclines towards technology and innovation.
علاقه من به سمت فناوری و نوآوری متمایل است.
she inclines to believe in the power of positive thinking.
او تمایل دارد به قدرت تفکر مثبت باور داشته باشد.
his mood often inclines towards melancholy.
حالت او اغلب به سمت افسردگی متمایل میشود.
they inclines to support environmental initiatives.
آنها تمایل دارند از طرحهای زیستمحیطی حمایت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید