inclines

[ایالات متحده]/ɪnˈklaɪnz/
[بریتانیا]/ɪnˈklaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیب‌ها; درجات انحراف
v. (سوم شخص مفرد) تمایل داشتن; گرایش داشتن به; فکر کردن; سر تکان دادن (به نشانه توافق یا سلام)

عبارات و ترکیب‌ها

body inclines

بدنه متمایل است

camera inclines

دوربین متمایل است

line inclines

خط متمایل است

road inclines

جاده متمایل است

surface inclines

سطح متمایل است

angle inclines

زاویه متمایل است

path inclines

مسیر متمایل است

terrain inclines

زمین متمایل است

roof inclines

سقف متمایل است

slope inclines

شیب متمایل است

جملات نمونه

she often inclines to take the scenic route.

او اغلب تمایل دارد مسیر دیدنی را انتخاب کند.

his opinion inclines towards a more conservative approach.

نظر او به سمت رویکردی محافظه‌کارانه‌تر متمایل است.

the evidence inclines us to believe in his innocence.

شواهد ما را به باور به بی‌گناهی او سوق می‌دهد.

she inclines to be optimistic about the future.

او تمایل دارد در مورد آینده خوشبین باشد.

he inclines towards a vegetarian diet for health reasons.

او به دلیل سلامتی به سمت رژیم غذایی گیاه‌خواری متمایل است.

the committee inclines to approve the new policy.

کمیته تمایل دارد سیاست جدید را تأیید کند.

my interests inclines towards technology and innovation.

علاقه من به سمت فناوری و نوآوری متمایل است.

she inclines to believe in the power of positive thinking.

او تمایل دارد به قدرت تفکر مثبت باور داشته باشد.

his mood often inclines towards melancholy.

حالت او اغلب به سمت افسردگی متمایل می‌شود.

they inclines to support environmental initiatives.

آنها تمایل دارند از طرح‌های زیست‌محیطی حمایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید