leans against
به دیوار تکیه زده
leans forward
به جلو خم شده
leans on
به آن تکیه داده
leans to
به سمت آن
leaning against
در حال تکیه دادن به
leaning forward
در حال خم شدن به جلو
leans left
به چپ خم شده
leans right
به راست خم شده
leans heavily
به شدت تکیه داده
leans over
به آن خم شده
the old oak tree leans precariously over the fence.
درخت بلوط کهنسال به طور خطرناکی روی حصار خم شده است.
she leans heavily on her walking stick for support.
او برای حمایت، به طور زیاد روی عصای پیادهروی خود تکیه میکند.
he leans towards a career in software engineering.
او به سمت یک شغل در زمینه مهندسی نرمافزار گرایش دارد.
the building leans to the right due to the unstable ground.
ساختمان به دلیل زمین ناپایدار به سمت راست خم شده است.
the ladder leans against the wall for easy access.
نردبان برای دسترسی آسان به دیوار تکیه کرده است.
the evidence leans in favor of the defendant's innocence.
شواهد به نفع بیگناهی متهم گرایش دارد.
he leans back in his chair and sighs deeply.
او به عقب در صندلی خود تکیه میکند و عمیقاً آه میکشد.
the sailboat leans sharply in the strong wind.
قایق بادبانی در باد شدید به طور قابل توجهی خم میشود.
she leans into the conversation, eager to hear more.
او با اشتیاق برای شنیدن بیشتر، وارد گفتگو میشود.
the path leans downwards towards the river.
مسیر به سمت رودخانه به سمت پایین میرود.
the argument leans heavily on anecdotal evidence.
استدلال به شدت بر شواهد تجربی تکیه دارد.
leans against
به دیوار تکیه زده
leans forward
به جلو خم شده
leans on
به آن تکیه داده
leans to
به سمت آن
leaning against
در حال تکیه دادن به
leaning forward
در حال خم شدن به جلو
leans left
به چپ خم شده
leans right
به راست خم شده
leans heavily
به شدت تکیه داده
leans over
به آن خم شده
the old oak tree leans precariously over the fence.
درخت بلوط کهنسال به طور خطرناکی روی حصار خم شده است.
she leans heavily on her walking stick for support.
او برای حمایت، به طور زیاد روی عصای پیادهروی خود تکیه میکند.
he leans towards a career in software engineering.
او به سمت یک شغل در زمینه مهندسی نرمافزار گرایش دارد.
the building leans to the right due to the unstable ground.
ساختمان به دلیل زمین ناپایدار به سمت راست خم شده است.
the ladder leans against the wall for easy access.
نردبان برای دسترسی آسان به دیوار تکیه کرده است.
the evidence leans in favor of the defendant's innocence.
شواهد به نفع بیگناهی متهم گرایش دارد.
he leans back in his chair and sighs deeply.
او به عقب در صندلی خود تکیه میکند و عمیقاً آه میکشد.
the sailboat leans sharply in the strong wind.
قایق بادبانی در باد شدید به طور قابل توجهی خم میشود.
she leans into the conversation, eager to hear more.
او با اشتیاق برای شنیدن بیشتر، وارد گفتگو میشود.
the path leans downwards towards the river.
مسیر به سمت رودخانه به سمت پایین میرود.
the argument leans heavily on anecdotal evidence.
استدلال به شدت بر شواهد تجربی تکیه دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید