leans

[ایالات متحده]/[liːnz]/
[بریتانیا]/[liːnz]/

ترجمه

v. (present simple, 3rd person singular of lean) To incline or bend; to tilt.; To have a tendency to; to be disposed to.; To rely on; to depend on.
n. (singular of leaners)People who lean.

عبارات و ترکیب‌ها

leans against

به دیوار تکیه زده

leans forward

به جلو خم شده

leans on

به آن تکیه داده

leans to

به سمت آن

leaning against

در حال تکیه دادن به

leaning forward

در حال خم شدن به جلو

leans left

به چپ خم شده

leans right

به راست خم شده

leans heavily

به شدت تکیه داده

leans over

به آن خم شده

جملات نمونه

the old oak tree leans precariously over the fence.

درخت بلوط کهنسال به طور خطرناکی روی حصار خم شده است.

she leans heavily on her walking stick for support.

او برای حمایت، به طور زیاد روی عصای پیاده‌روی خود تکیه می‌کند.

he leans towards a career in software engineering.

او به سمت یک شغل در زمینه مهندسی نرم‌افزار گرایش دارد.

the building leans to the right due to the unstable ground.

ساختمان به دلیل زمین ناپایدار به سمت راست خم شده است.

the ladder leans against the wall for easy access.

نردبان برای دسترسی آسان به دیوار تکیه کرده است.

the evidence leans in favor of the defendant's innocence.

شواهد به نفع بی‌گناهی متهم گرایش دارد.

he leans back in his chair and sighs deeply.

او به عقب در صندلی خود تکیه می‌کند و عمیقاً آه می‌کشد.

the sailboat leans sharply in the strong wind.

قایق بادبانی در باد شدید به طور قابل توجهی خم می‌شود.

she leans into the conversation, eager to hear more.

او با اشتیاق برای شنیدن بیشتر، وارد گفتگو می‌شود.

the path leans downwards towards the river.

مسیر به سمت رودخانه به سمت پایین می‌رود.

the argument leans heavily on anecdotal evidence.

استدلال به شدت بر شواهد تجربی تکیه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید