inclusively

[ایالات متحده]/[ɪnˈkljuːzɪvli]/
[بریتانیا]/[ɪnˈkluːzɪvli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. شامل همه یا همه چیز؛ بدون استثنا؛ به گونه ای که تمام عوامل یا عناصر مرتبط را در بر می گیرد؛ به طور جامع؛ کامل.

عبارات و ترکیب‌ها

inclusively designed

طراحی جامع

inclusively offered

ارائه جامع

inclusively included

شامل جامع

inclusively supporting

حمایت جامع

inclusively accessible

قابل دسترس جامع

inclusively covering

پوشش جامع

inclusively planned

برنامه ریزی جامع

inclusively managed

مدیریت جامع

inclusively working

کار کردن جامع

inclusively presented

ارائه جامع

جملات نمونه

the committee operates inclusively, welcoming diverse perspectives on the project.

کمیته به صورت فراگیر عمل می‌کند و دیدگاه‌های متنوع در مورد پروژه را استقبال می‌کند.

the new policy aims to inclusively support all students, regardless of their background.

سیاست جدید با هدف حمایت فراگیر از همه دانش‌آموزان، صرف نظر از پیشینه آنها، طراحی شده است.

we want to design a system that inclusively addresses the needs of every user.

ما می‌خواهیم سیستمی طراحی کنیم که به طور فراگیر به نیازهای هر کاربر رسیدگی کند.

the organization's values inclusively celebrate diversity and promote equality.

ارزش‌های سازمان به طور فراگیر تنوع را جشن می‌گیرند و برابری را ترویج می‌کنند.

the training program inclusively incorporates feedback from participants at all levels.

برنامه آموزشی به طور فراگیر بازخورد از شرکت‌کنندگان در همه سطوح را در خود جای می‌دهد.

the team worked inclusively to create a collaborative and supportive environment.

تیم به طور فراگیر برای ایجاد یک محیط مشارکتی و حمایتی کار کرد.

the university inclusively promotes research across a wide range of disciplines.

دانشگاه به طور فراگیر تحقیقات را در طیف گسترده‌ای از رشته‌ها ترویج می‌کند.

the event was inclusively planned to accommodate attendees with disabilities.

این رویداد به طور فراگیر برنامه‌ریزی شد تا امکان حضور افراد دارای معلولیت فراهم شود.

the company's culture inclusively values employee contributions and innovation.

فرهنگ شرکت به طور فراگیر مشارکت و نوآوری کارکنان را ارزیابی می‌کند.

the report inclusively details the challenges and opportunities facing the community.

گزارش به طور فراگیر چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی جامعه را شرح می‌دهد.

the grant application inclusively considered various funding sources and strategies.

درخواست کمک مالی به طور فراگیر منابع و استراتژی‌های تأمین مالی مختلف را در نظر گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید