universally

[ایالات متحده]/juːnɪ'vɜːsəlɪ/
[بریتانیا]/ˌjunɪ'vɝsəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که در سراسر جهان اعمال می‌شود یا دیده می‌شود؛ به گونه‌ای که برای تمام مردم یا چیزها مشترک است؛ به گونه‌ای که در هر جا قابل اعمال است؛ به گونه‌ای که چندمنظوره است.

عبارات و ترکیب‌ها

universally accepted

پذیرفته شده به طور جهانی

جملات نمونه

the doctor was universally known as ‘Hubert’.

پزشک به طور جهانی به نام 'هوبرت' شناخته می‌شد.

progress is not always universally welcomed.

پیشرفت همیشه به طور جهانی مورد استقبال قرار نمی گیرد.

It is universally acknowledged that... ...

به طور جهانی پذیرفته شده است که...

The new teacher was universally disliked.

معلم جدید به طور کلی مورد تنفر بود.

They believed these principles to be universally true.

آنها معتقد بودند این اصول به طور جهانی صادق هستند.

permissiveness is used almost universally as a pejorative term.

اجازه دادن تقریباً به طور جهانی به عنوان یک اصطلاح تحقیرآمیز استفاده می‌شود.

It is universally acknowledged that dogs have an acute sense of smell.

به طور جهانی پذیرفته شده است که سگ‌ها حواس بوی بسیار تیزی دارند.

The restoration of the frescoes is being widely but not universally acclaimed by art historians.

بازسازی نقاشی‌های دیواری به طور گسترده اما نه به طور جهانی توسط مورخان هنر مورد استقبال قرار گرفته است.

All these actions by the NATO conflicted with the universally accepted international laws.

همه این اقدامات ناتو با قوانین بین‌المللی مورد پذیرش جهانی در تضاد بود.

It is universally accepted that one's thinking directs one's actions.

به طور کلی پذیرفته شده است که تفکر یک فرد، اعمال او را هدایت می‌کند.

In the western world the plebeian or popular element in each state successfully assailed the oligarchical monopoly;and a code was nearly universally obtained early in the history of the Commonwealth.

در دنیای غرب، عنصر عامی یا مردمی در هر ایالت با موفقیت انحصار اشرافی‌گری را مورد حمله قرار داد؛ و یک قانون تقریباً در اوایل تاریخ مشتق‌خواه به دست آمد.

Already the component standardizes and is seriated since being applied or used universally may deploy according to needing nimbly can shorten designing and making a period.

از قبل، قطعه استاندارد شده و سری شده است، زیرا استفاده یا استفاده جهانی آن می‌تواند بر اساس نیاز به سرعت، طراحی و ساخت یک دوره را کوتاه کند.

It's a universally accepted fact that if a cornerman enters the ring or even mounts the ring apron during a bout, it shall be cause for immediate disqualification.

این یک واقعیت پذیرفته شده جهانی است که اگر یک گوشه‌گیر وارد رینگ شود یا حتی در طول مسابقه، روی لبه رینگ سوار شود، دلیل اخراج فوری خواهد بود.

The strength of altruism lies in the fact that altruistic acts undeniably occur in any society and that moral codes universally advocate altruism or benevolence and condemn selfishness.

قدرت نوع‌دوستی در این واقعیت نهفته است که اعمال نوع‌دوستانه به طور غیرقابل انکاری در هر جامعه رخ می‌دهد و کدهای اخلاقی به طور جهانی از نوع‌دوستی یا نیک‌خواهی حمایت می‌کنند و خودخواهی را محکوم می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

I never assumed we were universally loved.

من هرگز فرض نکردم که ما به طور جهانی مورد عشق هستیم.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

No current data suggest it can apply to muscles universally.

هیچ داده فعلی نشان نمی دهد که می تواند به طور جهانی برای عضلات اعمال شود.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

And we notice some things about them pretty much universally.

و ما متوجه می شویم که در مورد آنها تقریباً به طور جهانی چیزهایی وجود دارد.

منبع: Previous Apple Keynotes

Certain emotions do certain things to people's faces, almost universally.

احساسات خاص، کارهای خاصی را در چهره افراد انجام می دهند، تقریباً به طور جهانی.

منبع: PBS Fun Science Popularization

It's to organize the world's information and make it universally accessible and useful.

هدف آن سازماندهی اطلاعات جهان و ایجاد آن به طور جهانی قابل دسترسی و مفید است.

منبع: Trendy technology major events!

The professor's theories, while highly imaginative, were by no means universally accepted.

تئوری های استاد، اگرچه بسیار خلاقانه بودند، به هیچ وجه به طور جهانی پذیرفته نشدند.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

Well, each was a universally recognized leader.

خب، هر کدام یک رهبر به طور جهانی شناخته شده بودند.

منبع: Popular Science Essays

It is universally acknowledged that the US is a strong country.

به طور جهانی پذیرفته شده است که ایالات متحده یک کشور قدرتمند است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Republicans almost universally rejected DC statehood.

جمهوری خواهان تقریباً به طور جهانی حق رأی ایالت دی سی را رد کردند.

منبع: Realm of Legends

That is internationally and universally applicable.

این به طور بین المللی و جهانی قابل اجرا است.

منبع: Moby-Dick

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید