inconspicuous

[ایالات متحده]/ɪnkən'spɪkjʊəs/
[بریتانیا]/'ɪnkən'spɪkjʊəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر قابل توجه، جلب توجه نمی‌کند، بی‌اهمیت.

جملات نمونه

an inconspicuous worker

یک کارگر غیرقابل توجه

an inconspicuous act of bravery

یک عمل شجاعانه غیرقابل توجه

an inconspicuous red-brick building.

یک ساختمان قرمز رنگ غیرقابل توجه

She wore an inconspicuous outfit to the party.

او لباس غیرقابل توجهی به مهمانی پوشید.

He preferred to remain inconspicuous in the crowd.

او ترجیح می داد در میان جمعیت غیرقابل توجه بماند.

The spy tried to blend in by being inconspicuous.

جاسوس سعی کرد با غیرقابل توجه بودن، در محیط ادغام شود.

The camera was hidden in an inconspicuous location.

دوربین در یک مکان غیرقابل توجه پنهان شده بود.

She chose an inconspicuous corner to sit and observe.

او گوشه ای غیرقابل توجه را برای نشستن و مشاهده انتخاب کرد.

The thief made sure to be inconspicuous while stealing.

دزد اطمینان حاصل کرد که در هنگام سرقت غیرقابل توجه باشد.

The artist's signature was inconspicuously hidden in the painting.

امضای هنرمند به طور غیرقابل توجهی در نقاشی پنهان شده بود.

The plain black bag was intentionally made to look inconspicuous.

کیسه مشکی ساده عمداً به گونه ای طراحی شده بود که غیرقابل توجه به نظر برسد.

He tried to act inconspicuously to avoid drawing attention.

او سعی کرد به گونه ای عمل کند که غیرقابل توجه باشد تا توجهی جلب نکند.

The security guard remained inconspicuous while monitoring the area.

نگهبان امنیتی در حالی که منطقه را رصد می کرد، غیرقابل توجه باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید