incross

[ایالات متحده]/ˈɪn.krɒs/
[بریتانیا]/ˈɪn.krɔs/

ترجمه

n. هیبرید درون نژادی; هیبرید; تلاقی درون نژادی

عبارات و ترکیب‌ها

incross check

بررسی متقابل

incross reference

ارجاع متقابل

incross analysis

تجزیه و تحلیل متقابل

incross validation

اعتبارسنجی متقابل

incross data

اطلاعات متقابل

incross information

اطلاعات متقابل

incross comparison

مقایسه متقابل

incross study

مطالعه متقابل

incross results

نتایج متقابل

incross methods

روش‌های متقابل

جملات نمونه

they decided to incross their ideas for the project.

آنها تصمیم گرفتند ایده‌های خود را برای پروژه ترکیب کنند.

we need to incross our resources to achieve better results.

ما باید منابع خود را برای دستیابی به نتایج بهتر ترکیب کنیم.

the two companies plan to incross their technologies.

دو شرکت قصد دارند فناوری‌های خود را ترکیب کنند.

in order to innovate, we should incross different perspectives.

برای نوآوری، ما باید دیدگاه‌های مختلف را ترکیب کنیم.

they will incross their efforts to tackle the issue.

آنها تلاش خود را برای مقابله با این مشکل ترکیب خواهند کرد.

it's essential to incross our knowledge for effective teamwork.

ترکیب دانش ما برای کار تیمی موثر ضروری است.

to create a successful campaign, we must incross our strategies.

برای ایجاد یک کمپین موفق، ما باید استراتژی‌های خود را ترکیب کنیم.

they decided to incross their talents for the performance.

آنها تصمیم گرفتند استعدادهای خود را برای اجرا ترکیب کنند.

we should incross our findings to enhance the research.

ما باید یافته‌های خود را برای ارتقای تحقیقات ترکیب کنیم.

to improve efficiency, teams need to incross their workflows.

برای بهبود کارایی، تیم‌ها باید گردش کار خود را ترکیب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید