merge

[ایالات متحده]/mɜːdʒ/
[بریتانیا]/mɜːrdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ترکیب کردن به یک موجودیت واحد؛ جذب کردن؛ متحد کردن
vi. ترکیب شدن؛ مخلوط شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmerges
صفت یا فعل حال استمراریmerging
زمان گذشتهmerged
قسمت سوم فعلmerged
جمعmerges

عبارات و ترکیب‌ها

merge together

ادغام کردن

merge seamlessly

به طور یکپارچه ادغام شوند

merge data

ادغام داده

merge two companies

ادغام دو شرکت

merge into

ادغام در

merge with

ادغام با

merge all

ادغام همه

mail merge

تلفیق پستی

merge sort

مرتب‌سازی ادغامی

جملات نمونه

Twilight merged into night.

غروب به شب تبدیل شد.

All fear was merged in curiosity.

ترس همه‌شان در کنجکاوی ادغام شد.

One colour merged into the other.

یک رنگ با رنگ دیگر ادغام شد.

The roads merge a kilometre ahead.

جاده‌ها یک کیلومتر در پیش رو به هم می‌رسند.

The two roads merge a mile ahead.

دو راه یک مایل آن جلوتر به هم می‌رسند.

Twilight merged into darkness.

غروب به تاریکی تبدیل شد.

buildings in which Gothic merged into farmhouse vernacular.

ساختمان‌هایی که در آن‌ها گوتیک با معماری محلی مزرعه ترکیب شده است.

The companies merged to form a large corporation.

شرکت‌ها برای تشکیل یک شرکت بزرگ با هم ادغام شدند.

Tradition and innovation are merged in this new composition.

سنّت و نوآوری در این ترکیب جدید با هم ترکیب شده اند.

The two firms merged last year.

دو شرکت سال گذشته با هم ادغام شدند.

The big company merged various small businesses.

شرکت بزرگ کسب و کارهای کوچک مختلفی را با هم ادغام کرد.

The two roads merged into one.

دو راه به یک راه تبدیل شدند.

The firm was merged into a bigger company.

شرکت با یک شرکت بزرگتر ادغام شد.

Some militant leaders want to merge with white radicals.

برخی از رهبران نظامی می‌خواهند با رادیکال‌های سفید پوست ادغام شوند.

The small shops were merged into a large market.

مغازه‌های کوچک در یک بازار بزرگ ادغام شدند.

The steel trusts merged various small businesses.

صندوق‌های فولاد کسب و کارهای کوچک مختلفی را با هم ادغام کردند.

Bitonic is introduced and a theorem is proved. The algorithm of bitonic merge-sort is given.

بی تونیک معرفی شده و یک قضیه ثابت شده است. الگوریتم مرتب سازی ادغام بی تونیک ارائه شده است.

With the quincunx as well, it can be difficult to merge the energies of the planets involved.

همچنین، با استفاده از پادشاهی، ادغام انرژی‌های سیارات درگیر می‌تواند دشوار باشد.

Sonorant onset tone II merged into IIIA: some Quzhou syllables.

لحن آغازین سونانت II به IIIA ادغام شد: برخی از هجاها در Quzhou.

I can merge my two small businesses into a large one.

من می‌توانم دو کسب و کار کوچک خود را به یک کسب و کار بزرگ ادغام کنم.

نمونه‌های واقعی

Nokia and Microsoft will also merge their app stores.

نوکیا و مایکروسافت همچنین فروشگاه‌های برنامه خود را ادغام خواهند کرد.

منبع: Technology Trends

We may have started on separate journeys, but today our paths have merged.

شاید ما سفرهای جداگانه ای را آغاز کرده باشیم، اما امروز مسیرهای ما با هم ادغام شده اند.

منبع: Hillary's Voice

The giant Buddha statue is located where the three rivers merge.

مجسمه بودای غول پیکر در محل تلاقی سه رودخانه واقع شده است.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

But undoing the merge isn't the only option at the DOJ's disposal.

اما لغو ادغام تنها گزینه در اختیار وزارت دادگستری نیست.

منبع: Wall Street Journal

In Eastland, about 120 miles west of Dallas, four of those fires merged into one.

در ایستلند، حدود 120 مایل غرب دالاس، چهار مورد از آن آتش سوزی ها در یک مورد ادغام شدند.

منبع: PBS English News

Splits and merges, yes. Intersections, no.

تقسیم و ادغام، بله. تقاطع ها، خیر.

منبع: Popular Science Essays

Get comfortable, because it could take billions of years for their centers to merge.

راحت باشید، زیرا ممکن است میلیاردها سال طول بکشد تا مراکز آنها با هم ادغام شوند.

منبع: If there is a if.

The other rick isn't trying to merge us anymore.

دیگر ریک سعی نمی کند ما را ادغام کند.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

More and more of these glacier-fed rivers are merging together and burrowing through the surface.

هرچه بیشتر از این رودخانه های تغذیه شده توسط یخچال ها در حال ادغام شدن و حفر شدن از سطح زمین هستند.

منبع: "BBC Documentary: Home"

The convergence of these influences merged to form a school called Neoplatonism.

همگرایی این تأثیرات منجر به شکل گیری مکتبی به نام نوافلاطونی شد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید