indefensiveness

[ایالات متحده]//ˌɪn.dɪˈfen.sɪv.nəs//
[بریتانیا]//ˌɪn.dəˈfen.sɪv.nəs//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بی‌دفاعی؛ کمبود دفاعیت؛ بازگشت به نقد یا چالش بدون احساس نیاز به دفاع خود؛ حالت آرام و پذیرش کردن و عدم مقاومت در پاسخ به اتهام، ناهمگویی یا انتقاد.

عبارات و ترکیب‌ها

indefensiveness matters

بی‌عدالتی اهمیت دارد

show indefensiveness

بی‌عدالتی را نشان دهید

practice indefensiveness

بی‌عدالتی را تمرین کنید

increase indefensiveness

بی‌عدالتی را افزایش دهید

جملات نمونه

her indefensiveness in the meeting calmed everyone down and kept the discussion productive.

بی‌دفاعی او در جلسه باعث آرامش همه شد و بحث را به سویی تولیدی هدایت کرد.

he replied with quiet indefensiveness, even when the feedback was blunt.

او با بی‌دفاعی آرام پاسخ داد، حتی وقتی بازخورد صریح بود.

indefensiveness under criticism is a skill that improves with practice.

بی‌دفاعی در برابر انتقاد یک مهارت است که با تمرین بهبود می‌یابد.

she listened with genuine indefensiveness and asked clarifying questions.

او با بی‌دفاعی واقعی گوش داد و سوالات روشن‌سازی پرسید.

the coach praised his indefensiveness after the tough loss.

مربی بی‌دفاعی او را پس از بازدهی سخت تحسین کرد.

indefensiveness helps build trust when teams disagree about priorities.

بی‌دفاعی در زمانی که تیم‌ها در مورد اولویت‌ها متفق نیستند، به ایجاد اعتماد کمک می‌کند.

with steady indefensiveness, she acknowledged the mistake and proposed a fix.

با بی‌دفاعی پایدار، او خطا را قبول کرد و یک راه‌حل ارائه داد.

his indefensiveness toward suggestions made collaboration feel easy.

بی‌دفاعی او نسبت به پیشنهادات باعث شد که همکاری راحت به نظر برسد.

they noticed her indefensiveness during conflict and felt safe to speak up.

آن‌ها بی‌دفاعی او را در زمان تعارض متوجه شدند و احساس امنیت کردند تا اظهار نظر کنند.

indefensiveness in performance reviews can turn tension into learning.

بی‌دفاعی در بازبینی‌های عملکرد می‌تواند تنش را به یادگیری تبدیل کند.

he practiced indefensiveness by pausing before responding and summarizing what he heard.

او با توقف قبل از پاسخ دادن و خلاصه‌سازی آنچه شنیده بود، بی‌دفاعی را تمرین کرد.

her indefensiveness, paired with accountability, resolved the issue quickly.

بی‌دفاعی او، همراه با مسئولیت‌پذیری، مشکل را به سرعت حل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید