indicting evidence
شهادت اثبات کننده
indicting statement
اظهارات متهم کننده
indicting remarks
نظرات متهم کننده
indicting documents
مدارک متهم کننده
indicting report
گزارش متهم کننده
indicting witness
شهود متهم کننده
indicting charges
اتهامات متهم کننده
indicting facts
حقایق متهم کننده
indicting testimony
شهادت متهم کننده
indicting findings
یافته های متهم کننده
the evidence is strong, indicting the suspect in the case.
شواهد قوی است، متهم را در این پرونده نشان میدهد.
indicting someone without proof can lead to serious consequences.
اتهام زدن کسی بدون مدرک میتواند منجر به عواقب جدی شود.
the grand jury is responsible for indicting individuals for serious crimes.
تشخیص دادگاه مسئولیت اتهام زدن افراد برای جرایم جدی را بر عهده دارد.
indicting a public figure can have significant public backlash.
اتهام زدن یک چهره عمومی میتواند منجر به واکنش منفی عمومی قابل توجهی شود.
lawyers are preparing for the possibility of indicting their client.
وکلای در حال آمادهسازی برای احتمال اتهام زدن موکل خود هستند.
indicting someone requires careful consideration of the facts.
اتهام زدن کسی نیاز به بررسی دقیق حقایق دارد.
the prosecutor is focused on indicting the suspects in the robbery.
دادستان بر اتهام زدن مظنونان در سرقت تمرکز دارد.
indicting a corporation can be a complex legal process.
اتهام زدن یک شرکت میتواند یک فرآیند قانونی پیچیده باشد.
they are gathering evidence for indicting the criminal organization.
آنها در حال جمعآوری مدارک برای اتهام زدن سازمان جنایی هستند.
indicting a former official can shake the foundations of trust.
اتهام زدن یک مقام سابق میتواند بنیانهای اعتماد را به لرزه درآورد.
indicting evidence
شهادت اثبات کننده
indicting statement
اظهارات متهم کننده
indicting remarks
نظرات متهم کننده
indicting documents
مدارک متهم کننده
indicting report
گزارش متهم کننده
indicting witness
شهود متهم کننده
indicting charges
اتهامات متهم کننده
indicting facts
حقایق متهم کننده
indicting testimony
شهادت متهم کننده
indicting findings
یافته های متهم کننده
the evidence is strong, indicting the suspect in the case.
شواهد قوی است، متهم را در این پرونده نشان میدهد.
indicting someone without proof can lead to serious consequences.
اتهام زدن کسی بدون مدرک میتواند منجر به عواقب جدی شود.
the grand jury is responsible for indicting individuals for serious crimes.
تشخیص دادگاه مسئولیت اتهام زدن افراد برای جرایم جدی را بر عهده دارد.
indicting a public figure can have significant public backlash.
اتهام زدن یک چهره عمومی میتواند منجر به واکنش منفی عمومی قابل توجهی شود.
lawyers are preparing for the possibility of indicting their client.
وکلای در حال آمادهسازی برای احتمال اتهام زدن موکل خود هستند.
indicting someone requires careful consideration of the facts.
اتهام زدن کسی نیاز به بررسی دقیق حقایق دارد.
the prosecutor is focused on indicting the suspects in the robbery.
دادستان بر اتهام زدن مظنونان در سرقت تمرکز دارد.
indicting a corporation can be a complex legal process.
اتهام زدن یک شرکت میتواند یک فرآیند قانونی پیچیده باشد.
they are gathering evidence for indicting the criminal organization.
آنها در حال جمعآوری مدارک برای اتهام زدن سازمان جنایی هستند.
indicting a former official can shake the foundations of trust.
اتهام زدن یک مقام سابق میتواند بنیانهای اعتماد را به لرزه درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید