accusatory

[ایالات متحده]/ə'kjuːzət(ə)rɪ/
[بریتانیا]/ə'kjuzətɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیشنهاد یا دلالت بر سرزنش، انتقاد یا نادرستی

عبارات و ترکیب‌ها

an accusatory tone

لحن متهم کننده

accusatory look

ظاهر متهم کننده

accusatory remarks

اظهارات متهم کننده

accusatory attitude

حالت متهم کننده

جملات نمونه

he pointed an accusatory finger in her direction.

او با انگشت اشاره متهم کننده به سمت او اشاره کرد.

adjudications, rulemaking proceedings are generally not accusatory;

تصمیمات و فرآیندهای قانون گذاری معمولاً متهم کننده نیستند.

Finally, the APA recognizes that the risk of unfairness is likely to be small when the proceedings do not have an accusatory or adversary tenor.

در نهایت، APA تشخیص می دهد که خطر بی عدالتی زمانی که جلسات لحن متهم کننده یا خصمانه ای ندارند، احتمالاً کم است.

Her accusatory tone made him feel defensive.

لحن متهم کننده او باعث شد او احساس دفاع کند.

He shot her an accusatory look.

او به او نگاهی متهم کننده کرد.

The accusatory glares from the boss made the employees nervous.

نگاه های متهم کننده از طرف رئیس باعث عصبی شدن کارمندان شد.

She couldn't stand his accusatory remarks.

او نمی توانست نظرات متهم کننده او را تحمل کند.

The accusatory letter accused him of wrongdoing.

نامه متهم کننده او را به انجام اشتباه متهم کرد.

His accusatory attitude alienated his friends.

حرف و عمل متهم کننده او دوستانش را از او دور کرد.

The accusatory tone in her voice was unmistakable.

لحن متهم کننده در صدای او غیرقابل انکار بود.

The accusatory stares of the audience made him nervous.

نگاه های متهم کننده مخاطبان او را عصبی کرد.

She couldn't help but feel accusatory towards him.

او نمی توانست احساس کند که نسبت به او متهم کننده است.

The accusatory nature of the conversation made it uncomfortable.

طبیعت متهم کننده مکالمه آن را ناخوشایند کرد.

نمونه‌های واقعی

Why am I hearing an accusatory tone?

چرا احساس می‌کنم لحن متهم‌کننده می‌شنوم؟

منبع: Modern Family - Season 03

He means it in a nonthreatening, offhanded way, but habit wins and it comes out accusatory.

او منظورش این نیست که تهدیدآمیز باشد، به روشی غیررسمی می‌گوید، اما عادت پیروز می‌شود و به لحنی متهم‌کننده تبدیل می‌شود.

منبع: Red White & Royal Blue

Harry did not know whether he was imagining it or not, but he fancied there was something accusatory in their looks.

هری نمی‌دانست تصور می‌کند یا نه، اما فکر می‌کرد در نگاهشان چیزی متهم‌کننده وجود دارد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Now that you're speaking to me in a fairly accusatory tone, may I remind you that I was doing you a favor?

حالا که با من با لحنی نسبتاً متهم‌کننده صحبت می‌کنید، آیا یادم کنم که در حال انجام خدمتی برای شما بودم؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

“Did YOU know that she crashed the car? ” questions in a sort of accusatory way as to whether the other person knew.

"آیا تو می‌دانستی که او ماشین را خراب کرد؟" به روشی متهم‌کننده می‌پرسد تا ببیند طرف مقابل می‌داند یا نه.

منبع: British English pronunciation teaching

" Have you always supported them, or just since they started winning the league? " said Ron, in what Harry considered an unnecessarily accusatory tone of voice.

" آیا همیشه از آنها حمایت کرده‌اید یا فقط از زمانی که شروع به بردن لیگ کردند؟" ران گفت، در لحنی که هری آن را به طرز غیرضروری متهم‌کننده می‌دانست.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Saying 'I feel hurt that you spend less time with me' is less accusatory than 'You never spend time with me! ' and is focused more clearly on the impact.

گفتن 'من احساس می‌کنم که ناراحت هستم که شما وقت کمتری با من می‌گذرانید' کمتر از 'شما هیچ‌وقت با من وقت نمی‌گذرانید!' متهم‌کننده است و به طور واضح‌تر بر تأثیر تمرکز دارد.

منبع: Portable English Bilingual Edition

And if you answer the way you're feeling when somebody gets in your face and shouts at you in an accusatory way, you say, well, you son of a gun.

و اگر به روشی که احساس می‌کنید پاسخ دهید وقتی کسی روبروی شما قرار می‌گیرد و به شما با لحنی متهم‌کننده فریاد می‌زند، می‌گویید، خب، ای پسر گنجشک.

منبع: Stanford Open Course: Negotiation Skills

Employed mothers and fathers both struggle with multiple responsibilities, but mothers also have to endure the rude questions and accusatory looks that remind us that we're shortchanging both our jobs and our children.

مادران و پدران شاغل هر دو با مسئولیت‌های متعدد دست و پنجه نرم می‌کنند، اما مادران همچنین باید سؤالات بی‌ادبانه و نگاه‌های متهم‌کننده را تحمل کنند که به ما یادآوری می‌کند که هم شغل و هم فرزندانمان را نادیده می‌گیریم.

منبع: Lean In

Sitting at the head of the table, drinking a chicken broth that landed in her stomach like an elixir of resurrection, Meme then saw Fernanda and Amaranta wrapped in an accusatory halo of reality.

نشسته در سر میز، نوشیدن یک آبگوشت که در معده‌اش مانند یک اکسیر رستاخیز فرود آمد، میم سپس فرناندو و آمارانتا را در هاله‌ای متهم‌کننده از واقعیت دید.

منبع: One Hundred Years of Solitude

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید