indistinguishably

[ایالات متحده]/ɪndɪs'tɪŋwɪʃəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نمی‌توان آن را تشخیص داد یا شناسایی کرد.

جملات نمونه

Which the elation of liberty and the pain of exclusion were indistinguishably mingled.

که شادی آزادی و درد انزوا به طور غیرقابل تشخیصی با هم مخلوط شده بودند.

The boys in their grubby navy bow ties and blue uniforms were indistinguishably horrid—nose-pickers, thumbsuckers, snorers, neer-do-wells, farters, burpers, the unwashed and unclean.

پسرهای آنها با کراوات های آبی کثیف و یونیفرم آبی به طور غیرقابل تمایز وحشتناک بودند - کسانی که بینی می گیرند، انگشت شست می مکند، خر و پف می کنند، افراد بد، کسانی که گاز می گیرند، کسانی که غرغر می کنند، کسانی که کثیف و نجس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید