individualised

[ایالات متحده]/ˌɪndɪˈvɪdʒuəlʌɪzd/
[بریتانیا]/ˌɪndɪˈvɪdʒuəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی هویت یا شخصیت متمایزی بخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

individualised support

حمایت فردی‌شده

individualised learning

یادگیری فردی‌شده

individualised care

مراقبت فردی‌شده

individualised approach

رویکرد فردی‌شده

individualised plan

برنامه فردی‌شده

individualised treatment

درمان فردی‌شده

individualised feedback

بازخورد فردی‌شده

individualised program

برنامه فردی‌شده

individualised strategy

استراتژی فردی‌شده

individualised assessment

ارزیابی فردی‌شده

جملات نمونه

each student receives an individualised learning plan.

هر دانش آموز یک برنامه یادگیری فردی دریافت می‌کند.

the therapist provided individualised support for her clients.

درمانگر از حمایت فردی برای مراجعان خود استفاده کرد.

individualised attention can greatly enhance student performance.

توجه فردی می‌تواند به طور قابل توجهی عملکرد دانش آموزان را افزایش دهد.

they offer individualised training programs for athletes.

آنها برنامه‌های آموزشی فردی برای ورزشکاران ارائه می‌دهند.

individualised care is essential in healthcare settings.

مراقبت‌های فردی در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی ضروری است.

the company focuses on individualised customer service.

شرکت بر ارائه خدمات مشتریان فردی تمرکز دارد.

she created individualised strategies for each project.

او برای هر پروژه استراتژی‌های فردی ایجاد کرد.

individualised feedback helps improve employee performance.

بازخورد فردی به بهبود عملکرد کارکنان کمک می‌کند.

his individualised approach to teaching made a difference.

رویکرد فردی او به آموزش تفاوت ایجاد کرد.

they provide individualised solutions for their clients' needs.

آنها راه‌حل‌های فردی برای نیازهای مشتریان خود ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید