uniform

[ایالات متحده]/ˈjuːnɪfɔːm/
[بریتانیا]/ˈjuːnɪfɔːrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از لباس‌های استاندارد که توسط اعضای یک سازمان پوشیده می‌شود.
adj. مشابه در شکل یا شخصیت، سازگار، همه یکسان.
Word Forms
زمان گذشتهuniformed
صفت یا فعل حال استمراریuniforming
قسمت سوم فعلuniformed
جمعuniforms
شکل سوم شخص مفردuniforms

عبارات و ترکیب‌ها

school uniform

لباس مدرسه

uniform size

اندازه یکسان

wearing a uniform

پوشیدن لباس فرم

uniform appearance

ظاهر یکسان

military uniform

لباس نظامی

in uniform

در لباس فرم

uniform distribution

توزیع یکنواخت

uniform temperature

دمای یکنواخت

uniform customs

رسوم یکسان

uniform flow

جریان یکنواخت

uniform motion

حرکت یکنواخت

uniform load

بار یکنواخت

non uniform

ناهموار

uniform magnetic field

حوزه مغناطیسی یکنواخت

uniform convergence

همگرایی یکنواخت

uniform structure

ساختار یکسان

uniform rules

قوانین یکسان

uniform system

سیستم یکسان

uniform speed

سرعت یکنواخت

uniform price

قیمت یکسان

uniform velocity

سرعت یکنواخت

uniform strength

مقاومت یکسان

جملات نمونه

of uniform size and shape

با اندازه و شکل یکسان

They are uniform in size and shape.

آنها از نظر اندازه و شکل یکسان هستند.

uniform massifs of offices

توده های یکنواخت دفاتر

things of uniform weight

چیزهایی با وزن یکسان

keep the room at a uniform temperature

دمای اتاق را یکنواخت نگه دارید

He was in uniform three years.

او به مدت سه سال لباس فرم پوشیده بود.

a uniform bedizened with resplendent medals.

یک ردیف یکنواخت با مدال‌های درخشان.

The factory grinds out a uniform product.

کارخانه یک محصول یکنواخت تولید می کند.

issued uniforms to the players.

لباس‌های فرم به بازیکنان داده شد.

the property of heat to expand metal at uniform rates.

خاصیت گرما برای منبسط کردن فلز با نرخ یکنواخت.

blocks of stone of uniform size.

بلوک‌های سنگی با اندازه یکسان.

uniforms were already on the scene.

این لباس ها از قبل در صحنه بودند.

police uniforms; the police department.

نظم پلیس؛ اداره پلیس

All these sticks are of uniform length.

همه این چوب‌ها از طول یکسانی برخوردارند.

Army uniforms are often olive green.

لباس‌های ارتش اغلب سبز زیتونی هستند.

The soldiers were in full uniform for the review.

سربازان برای بررسی لباس فرم کامل پوشیده بودند.

The new uniforms will arrive tomorrow.

لباس‌های فرم جدید فردا می‌رسند.

نمونه‌های واقعی

I don't deserve to wear this uniform.

من لایق پوشیدن این لباس نیستم.

منبع: Healthy little secrets

We are also giving them uniform, books.

ما همچنین لباس و کتاب به آنها می‌دهیم.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

That evening, Dudley paraded around the living room for the family in his brand-new uniform.

در آن شب، دادلی با لباس جدیدش در حال گشت و گذار در اتاق نشیمن برای خانواده بود.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Do we have to wear a uniform?

آیا ما باید لباس بپوشیم؟

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Lower)

Bob likes uniforms, so... -oh, thank you.

باب از لباس‌ها خوشش می‌آید، پس... - اوه، متشکرم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

It's like most uniforms, people wear uniforms because they are the great equalizer.

این مثل بیشتر لباس‌هاست، مردم لباس می‌پوشند زیرا آنها بزرگترین مساوی‌کننده هستند.

منبع: Popular Science Essays

The soldiers are even wore white uniforms.

سربازان حتی لباس‌های سفید می‌پوشیدند.

منبع: Realm of Legends

What would you consider to be your uniform?

چه چیزی را به عنوان لباس خود در نظر می‌گیرید؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

I think there's something about wearing this uniform.

فکر می‌کنم پوشیدن این لباس نکته‌ای دارد.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

And why are you still wearing that uniform?

و چرا هنوز آن لباس را می‌پوشید؟

منبع: Young Sheldon Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید