indivisible

[ایالات متحده]/ɪndɪ'vɪzɪb(ə)l/
[بریتانیا]/'ɪndə'vɪzəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تقسیم نبودن
n. چیزی که نمی‌تواند تقسیم شود
Word Forms

جملات نمونه

an indivisible union of states.

اتحاد غیرقابل تفکیک ایالت‌ها

privilege was indivisible from responsibility.

امتیاز از مسئولیت غیرقابل تفکیک بود.

The number 15 is indivisible by 7.

عدد 15 بر 7 بخش پذیر نیست.

Love and trust are indivisible in a healthy relationship.

عشق و اعتماد در یک رابطه سالم غیرقابل تفکیک هستند.

The concept of freedom and equality is often seen as indivisible.

مفهوم آزادی و برابری اغلب به عنوان غیرقابل تفکیک تلقی می شود.

Justice and fairness are indivisible in a just society.

عدالت و انصاف در یک جامعه عادلانه غیرقابل تفکیک هستند.

Human rights and dignity are indivisible.

حقوق بشر و کرامت انسانی غیرقابل تفکیک هستند.

The team's success is indivisible from the hard work of each member.

موفقیت تیم غیرقابل تفکیک از تلاش سخت هر یک از اعضا است.

In democracy, freedom and responsibility are indivisible.

در دموکراسی، آزادی و مسئولیت غیرقابل تفکیک هستند.

Education and opportunity are indivisible when it comes to social mobility.

آموزش و فرصت در ارتباط با تحرک اجتماعی غیرقابل تفکیک هستند.

Happiness and contentment are often seen as indivisible.

خوشحالی و رضایت اغلب به عنوان غیرقابل تفکیک تلقی می شوند.

The principles of integrity and honesty are indivisible in ethical behavior.

اصول یکپارچگی و صداقت در رفتار اخلاقی غیرقابل تفکیک هستند.

In a healthy lifestyle, physical and mental well-being are indivisible.

در یک سبک زندگی سالم، سلامت جسمی و روانی غیرقابل تفکیک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید