indulged in
لذت بردن
indulged myself
خود را غرق کردم
indulged too
همچنین غرق شدم
indulged often
اغراق آمیز
indulged fully
به طور کامل غرق شدم
indulged excessively
به شدت غرق شدم
indulged freely
به طور آزادانه غرق شدم
indulged yesterday
دیروز غرق شدم
indulged today
امروز غرق شدم
indulged occasionally
گاهی اوقات غرق شدم
she indulged in her favorite dessert after dinner.
او در دسر مورد علاقه خود بعد از شام غرق شد.
he indulged himself with a long vacation.
او خود را با یک تعطیلات طولانی خوشحال کرد.
they indulged in a shopping spree during the holidays.
آنها در طول تعطیلات در یک خرید دیوانه وار غرق شدند.
after a tough week, she indulged in a relaxing spa day.
بعد از یک هفته سخت، او در یک روز آرامش بخش در اسپا غرق شد.
he often indulged in late-night snacks.
او اغلب در خوردن میان وعده های شبانه غرق می شد.
they indulged their children with new toys.
آنها بچه های خود را با اسباب بازی های جدید خوشحال کردند.
she indulged in her passion for painting.
او در اشتیاق خود به نقاشی غرق شد.
he indulged in the fantasy of traveling the world.
او در خیال سفر در سراسر جهان غرق شد.
they indulged in a movie marathon over the weekend.
آنها در طول آخر هفته در یک ماراتن فیلم غرق شدند.
she indulged in her love for classic literature.
او در عشق خود به ادبیات کلاسیک غرق شد.
indulged in
لذت بردن
indulged myself
خود را غرق کردم
indulged too
همچنین غرق شدم
indulged often
اغراق آمیز
indulged fully
به طور کامل غرق شدم
indulged excessively
به شدت غرق شدم
indulged freely
به طور آزادانه غرق شدم
indulged yesterday
دیروز غرق شدم
indulged today
امروز غرق شدم
indulged occasionally
گاهی اوقات غرق شدم
she indulged in her favorite dessert after dinner.
او در دسر مورد علاقه خود بعد از شام غرق شد.
he indulged himself with a long vacation.
او خود را با یک تعطیلات طولانی خوشحال کرد.
they indulged in a shopping spree during the holidays.
آنها در طول تعطیلات در یک خرید دیوانه وار غرق شدند.
after a tough week, she indulged in a relaxing spa day.
بعد از یک هفته سخت، او در یک روز آرامش بخش در اسپا غرق شد.
he often indulged in late-night snacks.
او اغلب در خوردن میان وعده های شبانه غرق می شد.
they indulged their children with new toys.
آنها بچه های خود را با اسباب بازی های جدید خوشحال کردند.
she indulged in her passion for painting.
او در اشتیاق خود به نقاشی غرق شد.
he indulged in the fantasy of traveling the world.
او در خیال سفر در سراسر جهان غرق شد.
they indulged in a movie marathon over the weekend.
آنها در طول آخر هفته در یک ماراتن فیلم غرق شدند.
she indulged in her love for classic literature.
او در عشق خود به ادبیات کلاسیک غرق شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید