industrialized

[ایالات متحده]/ɪnˈdʌstriəlaɪzd/
[بریتانیا]/ɪnˈdʌstriəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه‌ای از سطح بالای توسعه صنعتی؛ به شدت وابسته به صنعت در اقتصاد خود.
Word Forms
قسمت سوم فعلindustrialized
زمان گذشتهindustrialized

جملات نمونه

the industrialized nations are the real environmental villains.

ملت‌های صنعتی، واقعی‌ترین متخلفان زیست‌محیطی هستند.

industrialized countries should reduce their energy consumption.

کشورهای صنعتی باید مصرف انرژی خود را کاهش دهند.

the rural idyll remains strongly evocative in most industrialized societies.

تصویر ایده آل زندگی روستایی هنوز هم در بیشتر جوامع صنعتی به شدت یادآور است.

Industrialized human relation, always give a person the sense of dryasdust.

ارتباطات انسانی صنعتی‌ شده، همیشه به یک شخص حس خشک‌مغزی می‌دهد.

newly industrialized economies are racing to pawn off old processes on poorer countries.

اقتصادهای صنعتی نوظهور برای انتقال فرآیندهای قدیمی به کشورهای فقیرتر در حال رقابت هستند.

P-Brom-ethylphene was prepared by brom-phene by means of Friedel-Crafts and Huang Ming-long reactions. The synthesis can be industrialized because of good quality, high yield and low cost.

P-برم-اتیل فن توسط برم-فن با استفاده از واکنش‌های فرایدل-کرافتس و هوانگ مینگ‌لونگ تهیه شد. با توجه به کیفیت خوب، بازدهی بالا و هزینه کم، می‌توان سنتز را صنعتی کرد.

A "industrialized forest" made of concrete reinforcement steel rods and grids growing in the decaying harbor of Chalon-Sur-Saône (France).

یک "جنگل صنعتی" ساخته شده از میله ها و شبکه های تقویت فولاد بتن که در بندر رو به زوال چالون سور سونه (فرانسه) در حال رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید