inedible

[ایالات متحده]/ɪnˈedəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈedəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل خوردن نیست

عبارات و ترکیب‌ها

inedible food

غذای غیرقابل خوردن

inedible ingredients

مواد غیرقابل خوردن

inedible taste

طعم غیرقابل خوردن

جملات نمونه

The food was totally inedible.

غذا کاملاً غیرقابل خوردن بود.

These chemicals make the fruit inedible.

این مواد شیمیایی باعث می شوند میوه غیرقابل خوردن باشد.

The inedible fruit was left to rot on the ground.

میوه غیرقابل خوردن روی زمین رها شد تا گند بخورد.

The inedible mushrooms in the forest are poisonous.

قارچ‌های غیرقابل خوردن در جنگل سمی هستند.

The inedible plant was clearly marked with warning signs.

گیاه غیرقابل خوردن به وضوح با علائم هشدار مشخص شده بود.

The inedible parts of the animal were discarded.

قطعات غیرقابل خوردن حیوان دور ریخته شدند.

The inedible food was thrown away to avoid any accidents.

غذا غیرقابل خوردن دور ریخته شد تا از بروز هرگونه حادثه ای جلوگیری شود.

The inedible substance was toxic and harmful to humans.

این ماده غیرقابل خوردن سمی و برای انسان مضر بود.

The inedible items were removed from the menu.

مواد غذایی غیرقابل خوردن از منو حذف شدند.

The inedible fish was too old to be consumed safely.

ماهی غیرقابل خوردن خیلی پیر بود که بتوان به طور ایمن مصرف کرد.

The inedible portion of the dish was clearly separated.

بخش غیرقابل خوردن غذا به وضوح جدا شده بود.

The inedible object was mistaken for food by the animals.

حیوانات این جسم غیرقابل خوردن را با غذا اشتباه گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید