edible

[ایالات متحده]/ˈedəbl/
[بریتانیا]/ˈedəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل خوردن
n. غذا؛ تغذیه.
Word Forms
جمعedibles

عبارات و ترکیب‌ها

edible oil

روغن خوراکی

edible fungus

قارچ خوراکی

edible fungi

قارچ‌های خوراکی

edible vegetable oil

روغن نباتی خوراکی

edible plant

گیاه خوراکی

edible mushrooms

قارچ‌های خوراکی

جملات نمونه

edible roots; an edible mushroom.

ریشه‌های خوراکی؛ قارچ خوراکی.

the (edible) snake gourd

کدو مارمولکی (خوراکی).

wild geese; edible wild plants.

غاز وحشی؛ گیاهان وحشی خوراکی.

The spader can preserve the edible part of the pineapple to the utmost extent.

اسپادر می‌تواند بخش خوراکی آناناس را تا حد امکان حفظ کند.

Are these berries edible, or are they poisonous?

آیا این توت‌ها قابل خوردن هستند یا سمی هستند؟

Take some edible food when you go there.

وقتی آنجا می‌روید، مقداری غذای خوراکی با خود ببرید.

edibles such as vegetables and meat.

غذاهای خوراکی مانند سبزیجات و گوشت.

Edible wild herbs kept us from dying of starvation.

گیاهان وحشی خوراکی از ما در برابر مرگ بر اثر گرسنگی محافظت کرد.

The key points for extraction of natural edible purpurin and blue pigment are described.

نکات کلیدی برای استخراج طبیعی پورپورین خوراکی و رنگدانه آبی شرح داده شده است.

Taro (Colocasia esculenta L.Schott), a tropical edible crop, contains an irritant factor in corm.

تارو (Colocasia esculenta L.Schott)، یک محصول خوراکی استوایی، حاوی یک عامل تحریک کننده در ریشه است.

berry bacca contains many vitamin C, edible bacca can make the skin maintains pulling force. Need not suspect at this o'clock.

توت باکای حاوی مقدار زیادی ویتامین سی است، خوردن باکای قابل خوردن می تواند باعث شود پوست کشیده شود. نیازی نیست در این ساعت مشکوک باشید.

Patchouli Oil, Clove Oil, Vetivert Oil, Nutmeg Oil, Citronella Oil, Cananga Oil Edible Oil and Oil Products

روغن مصطغی، روغن میخک، روغن وتیور، روغن جوز هندی، روغن سیترونلا، روغن کاننگا، روغن خوراکی و محصولات روغنی

A wild variety of Mediterranean fig(Ficus carica var. sylvestris) used in the caprification of certain edible figs.

یک نوع وحشی از انجیر مدیترانه ای (Ficus carica var. sylvestris) که در کاپریفیه کردن برخی از انجیرهای خوراکی استفاده می شود.

Also can spend the pagoda tree stoving, grind fine pink, mix into ferments into flour pink edible of epigenesis steamed bread.

همچنین می توان از درخت باقسا استفاده کرد، آسیاب کرد، به صورت پودر صورتی مخلوط کرد و به عنوان آرد صورتی خوراکی نان بخارپز تولید کرد.

A tropical American evergreen shrub(Malpighia glabra), having red or rose flowers in umbels and red cherrylike edible fruits.

یک درختچه همیشه سبز استوایی آمریکایی (Malpighia glabra) با گل های قرمز یا صورتی در چتر و میوه های خوراکی مانند گیلاس.

It is proved that fiber in the Edible Wild Herbs of Cat Pow can improve the vermiculation of the intestinal tract and reduce the absorption of fat.

اثبات شده است که الیاف موجود در گیاهان وحشی خوراکی گربه پو می تواند پرزهای روده را بهبود بخشد و جذب چربی را کاهش دهد.

The high quantily of proteinfat and the concentration of IronZinc and Selenium ions in the medium is more advantageous to bioconcentration of edible fungi.

غلظت بالای پروتئین چربی و یون‌های آهن روی و سلنیوم در محیط کشت برای زیست تغلیظ قارچ‌های خوراکی بسیار سودمندتر است.

As to Shang Pin, avoid the edible of tall caloric hoosh and skilly, change with light weak, tastily wax gourd, towel gourd or bamboo shoot soup... etc give priority to.

در مورد شانگ پین، از خوردن غذاهای پر کالری مانند هوش و اسکیلی خودداری کنید، با غذاهای سبک و ضعیف مانند کدو، کدو تنبل یا سوپ بامبو جایگزین کنید... و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید