ineffectual attempts
تلاشهای بیاثر
ineffectual efforts
تلاشهای بیاثر
an ineffectual treatment for cancer.
یک درمان بیاثر برای سرطان
she was neglectful and ineffectual as a parent.
او به عنوان یک والد بیتوجه و بیاثر بود.
an ineffectual effort to block the legislation.
یک تلاش ناکارآمد برای مسدود کردن قانونگذاری
she was full of ineffectual undirected anger.
او پر بود از خشم بیاثر و بیهدف.
the ineffectual Oxbridge dons portrayed by Evelyn Waugh.
اساتید بیاثر آکسفورد و کمبریج که توسط اورلین وو به تصویر کشیده شدهاند.
ineffectual attempts
تلاشهای بیاثر
ineffectual efforts
تلاشهای بیاثر
an ineffectual treatment for cancer.
یک درمان بیاثر برای سرطان
she was neglectful and ineffectual as a parent.
او به عنوان یک والد بیتوجه و بیاثر بود.
an ineffectual effort to block the legislation.
یک تلاش ناکارآمد برای مسدود کردن قانونگذاری
she was full of ineffectual undirected anger.
او پر بود از خشم بیاثر و بیهدف.
the ineffectual Oxbridge dons portrayed by Evelyn Waugh.
اساتید بیاثر آکسفورد و کمبریج که توسط اورلین وو به تصویر کشیده شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید