ineradicable

[ایالات متحده]/ˌɪnɪ'rædɪkəb(ə)l/
[بریتانیا]/'ɪnɪ'rædɪkəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل از بین بردن، عمیقاً ریشه‌دار.

جملات نمونه

The ineradicable bond between siblings is unbreakable.

پیوند غیرقابل محو بین خواهر و برادر غیرقابل شکستن است.

Her ineradicable fear of spiders makes her avoid the basement.

ترس غیرقابل محو او از عنکبوت‌ها باعث می‌شود از زیرزمین اجتناب کند.

The ineradicable smell of smoke lingered in the air long after the fire was extinguished.

بوی غیرقابل محو دود مدت طولانی پس از خاموش شدن آتش در هوا باقی ماند.

His ineradicable love for classic literature is evident in his extensive book collection.

عشق غیرقابل محو او به ادبیات کلاسیک در مجموعه کتاب‌های گسترده‌اش آشکار است.

The ineradicable impact of childhood experiences shapes who we become as adults.

اثر غیرقابل محو تجربیات دوران کودکی شکل می‌دهد که ما به عنوان بزرگسالان چه کسی هستیم.

The ineradicable scars on her arms serve as a reminder of past struggles.

اسکارهای غیرقابل محو روی بازوهای او یادآور مبارزات گذشته است.

Despite efforts to erase it, the ineradicable stain on the carpet remained visible.

با وجود تلاش‌ها برای پاک کردن آن، لکه غیرقابل محو روی فرش همچنان قابل مشاهده بود.

The ineradicable nature of prejudice requires continuous efforts to combat it.

ماهیت غیرقابل محو تعصب مستلزم تلاش‌های مداوم برای مبارزه با آن است.

The ineradicable beauty of nature is a source of inspiration for many artists.

زیبایی غیرقابل محو طبیعت منبع الهام بسیاری از هنرمندان است.

The ineradicable truth eventually came to light despite attempts to conceal it.

حقیقت غیرقابل محو سرانجام آشکار شد، با وجود تلاش‌هایی برای پنهان کردن آن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید