inexplicitly stated
بیان نشده
inexplicitly understood
به طور ضمنی فهمیده شده
inexplicitly implied
ضمنی القا شده
inexplicitly suggested
ضمنی پیشنهاد شده
inexplicitly defined
به طور ضمنی تعریف شده
inexplicitly mentioned
ضمنی ذکر شده
inexplicitly conveyed
به طور ضمنی منتقل شده
inexplicitly agreed
به طور ضمنی موافقت شده
inexplicitly referred
به طور ضمنی اشاره شده
inexplicitly recognized
به طور ضمنی به رسمیت شناخته شده
he inexplicitly mentioned his plans for the weekend.
او به طور غیرمنتظره ای به برنامه های آخر هفته خود اشاره کرد.
the instructions were inexplicitly written, causing confusion.
دستورالعمل ها به طور غیرمنتظره ای نوشته شده بودند و باعث سردرگمی شدند.
she inexplicitly expressed her feelings about the project.
او به طور غیرمنتظره ای احساسات خود را در مورد پروژه بیان کرد.
the teacher inexplicitly hinted at the upcoming exam.
معلم به طور غیرمنتظره ای به امتحان آینده اشاره کرد.
they inexplicitly agreed to the terms of the contract.
آنها به طور غیرمنتظره ای با شرایط قرارداد موافقت کردند.
his inexplicitly stated opinion left everyone puzzled.
نظر او که به طور غیرمنتظره ای بیان شده بود، همه را متحیر کرد.
she inexplicitly criticized the management's decision.
او به طور غیرمنتظره ای تصمیم مدیریت را مورد انتقاد قرار داد.
the article inexplicitly referred to historical events.
مقاله به طور غیرمنتظره ای به وقایع تاریخی اشاره کرد.
he inexplicitly conveyed his dissatisfaction with the service.
او نارضایتی خود را از خدمات به طور غیرمنتظره ای منتقل کرد.
the meeting inexplicitly addressed several key issues.
جلسه به طور غیرمنتظره ای به چندین موضوع کلیدی پرداخت.
inexplicitly stated
بیان نشده
inexplicitly understood
به طور ضمنی فهمیده شده
inexplicitly implied
ضمنی القا شده
inexplicitly suggested
ضمنی پیشنهاد شده
inexplicitly defined
به طور ضمنی تعریف شده
inexplicitly mentioned
ضمنی ذکر شده
inexplicitly conveyed
به طور ضمنی منتقل شده
inexplicitly agreed
به طور ضمنی موافقت شده
inexplicitly referred
به طور ضمنی اشاره شده
inexplicitly recognized
به طور ضمنی به رسمیت شناخته شده
he inexplicitly mentioned his plans for the weekend.
او به طور غیرمنتظره ای به برنامه های آخر هفته خود اشاره کرد.
the instructions were inexplicitly written, causing confusion.
دستورالعمل ها به طور غیرمنتظره ای نوشته شده بودند و باعث سردرگمی شدند.
she inexplicitly expressed her feelings about the project.
او به طور غیرمنتظره ای احساسات خود را در مورد پروژه بیان کرد.
the teacher inexplicitly hinted at the upcoming exam.
معلم به طور غیرمنتظره ای به امتحان آینده اشاره کرد.
they inexplicitly agreed to the terms of the contract.
آنها به طور غیرمنتظره ای با شرایط قرارداد موافقت کردند.
his inexplicitly stated opinion left everyone puzzled.
نظر او که به طور غیرمنتظره ای بیان شده بود، همه را متحیر کرد.
she inexplicitly criticized the management's decision.
او به طور غیرمنتظره ای تصمیم مدیریت را مورد انتقاد قرار داد.
the article inexplicitly referred to historical events.
مقاله به طور غیرمنتظره ای به وقایع تاریخی اشاره کرد.
he inexplicitly conveyed his dissatisfaction with the service.
او نارضایتی خود را از خدمات به طور غیرمنتظره ای منتقل کرد.
the meeting inexplicitly addressed several key issues.
جلسه به طور غیرمنتظره ای به چندین موضوع کلیدی پرداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید