high infectiousness
گستردگی بالای قابلیت انتقال
assessing infectiousness
ارزیابی قابلیت انتقال
reduced infectiousness
کاهش قابلیت انتقال
infectiousness rates
نرخ قابلیت انتقال
demonstrates infectiousness
نشاندهنده قابلیت انتقال است
studying infectiousness
بررسی قابلیت انتقال
increased infectiousness
افزایش قابلیت انتقال
due to infectiousness
به دلیل قابلیت انتقال
measuring infectiousness
اندازهگیری قابلیت انتقال
spreads infectiousness
قابلیت انتقال را گسترش میدهد
the high infectiousness of the virus worried public health officials.
گستردگی بالای ویروس باعث نگرانی مقامات بهداشت عمومی شد.
we studied the infectiousness of the new strain in the lab.
ما قابلیت انتقال سویه جدید را در آزمایشگاه مطالعه کردیم.
reducing the infectiousness of the disease is a key public health goal.
کاهش قابلیت انتقال بیماری یک هدف کلیدی بهداشت عمومی است.
the infectiousness of measles is well-established through vaccination.
قابلیت انتقال سرخک از طریق واکسیناسیون به خوبی اثبات شده است.
factors influencing infectiousness include ventilation and hygiene.
عواملی که بر قابلیت انتقال تأثیر میگذارند شامل تهویه و بهداشت است.
early detection helps limit the infectiousness of the outbreak.
تشخیص زودهنگام به محدود کردن قابلیت انتقال شیوع کمک میکند.
the infectiousness of airborne viruses is a major concern.
قابلیت انتقال ویروسهای هوایی یک نگرانی بزرگ است.
understanding infectiousness is crucial for effective prevention strategies.
درک قابلیت انتقال برای استراتژیهای پیشگیری مؤثر حیاتی است.
the infectiousness varied significantly between different age groups.
قابلیت انتقال به طور قابل توجهی بین گروههای سنی مختلف متفاوت بود.
masks can significantly reduce the infectiousness of respiratory droplets.
ماسکها میتوانند به طور قابل توجهی قابلیت انتقال قطرات تنفسی را کاهش دهند.
we analyzed the infectiousness rate over a two-week period.
ما نرخ قابلیت انتقال را در یک دوره دو هفتهای تجزیه و تحلیل کردیم.
high infectiousness
گستردگی بالای قابلیت انتقال
assessing infectiousness
ارزیابی قابلیت انتقال
reduced infectiousness
کاهش قابلیت انتقال
infectiousness rates
نرخ قابلیت انتقال
demonstrates infectiousness
نشاندهنده قابلیت انتقال است
studying infectiousness
بررسی قابلیت انتقال
increased infectiousness
افزایش قابلیت انتقال
due to infectiousness
به دلیل قابلیت انتقال
measuring infectiousness
اندازهگیری قابلیت انتقال
spreads infectiousness
قابلیت انتقال را گسترش میدهد
the high infectiousness of the virus worried public health officials.
گستردگی بالای ویروس باعث نگرانی مقامات بهداشت عمومی شد.
we studied the infectiousness of the new strain in the lab.
ما قابلیت انتقال سویه جدید را در آزمایشگاه مطالعه کردیم.
reducing the infectiousness of the disease is a key public health goal.
کاهش قابلیت انتقال بیماری یک هدف کلیدی بهداشت عمومی است.
the infectiousness of measles is well-established through vaccination.
قابلیت انتقال سرخک از طریق واکسیناسیون به خوبی اثبات شده است.
factors influencing infectiousness include ventilation and hygiene.
عواملی که بر قابلیت انتقال تأثیر میگذارند شامل تهویه و بهداشت است.
early detection helps limit the infectiousness of the outbreak.
تشخیص زودهنگام به محدود کردن قابلیت انتقال شیوع کمک میکند.
the infectiousness of airborne viruses is a major concern.
قابلیت انتقال ویروسهای هوایی یک نگرانی بزرگ است.
understanding infectiousness is crucial for effective prevention strategies.
درک قابلیت انتقال برای استراتژیهای پیشگیری مؤثر حیاتی است.
the infectiousness varied significantly between different age groups.
قابلیت انتقال به طور قابل توجهی بین گروههای سنی مختلف متفاوت بود.
masks can significantly reduce the infectiousness of respiratory droplets.
ماسکها میتوانند به طور قابل توجهی قابلیت انتقال قطرات تنفسی را کاهش دهند.
we analyzed the infectiousness rate over a two-week period.
ما نرخ قابلیت انتقال را در یک دوره دو هفتهای تجزیه و تحلیل کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید