inflator

[ایالات متحده]/ɪnˈfleɪtə/
[بریتانیا]/ɪnˈfleɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای باد کردن چیزی؛ دستگاهی که برای باد کردن اشیاء قابل باد شدن استفاده می‌شود؛ پمپی که برای افزایش فشار استفاده می‌شود
Word Forms
جمعinflators

عبارات و ترکیب‌ها

air inflator

تلمبه هوا

tire inflator

تلمبه لاستیک

portable inflator

تلمبه قابل حمل

electric inflator

تلمبه برقی

manual inflator

تلمبه دستی

bike inflator

تلمبه دوچرخه

pool inflator

تلمبه استخر

ball inflator

تلمبه توپ

compact inflator

تلمبه جمع و جور

battery inflator

تلمبه باتری

جملات نمونه

the inflator is essential for quickly filling air mattresses.

تورم‌دهنده برای پر کردن سریع تشک‌های بادی ضروری است.

make sure to check the inflator before your camping trip.

مطمئن شوید قبل از سفر کمپینگ خود تورم‌دهنده را بررسی کنید.

he used a portable inflator to inflate his bike tires.

او از یک تورم‌دهنده قابل حمل برای باد کردن لاستیک‌های دوچرخه خود استفاده کرد.

the inflator can also be used for sports balls.

تورم‌دهنده را می‌توان برای توپ‌های ورزشی نیز استفاده کرد.

she bought an electric inflator for convenience.

او برای راحتی یک تورم‌دهنده برقی خرید.

using a high-pressure inflator saves time.

استفاده از تورم‌دهنده با فشار بالا در زمان صرفه‌جویی می‌کند.

always read the instructions before using the inflator.

همیشه قبل از استفاده از تورم‌دهنده دستورالعمل‌ها را بخوانید.

the inflator comes with multiple nozzles for different uses.

تورم‌دهنده دارای نازل‌های متعدد برای کاربردهای مختلف است.

he forgot to pack the inflator for the pool party.

او فراموش کرد تورم‌دهنده را برای مهمانی استخر همراه خود داشته باشد.

she demonstrated how to use the inflator properly.

او نحوه استفاده صحیح از تورم‌دهنده را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید