flat tire
لاستیک پنچر
tire pressure
فشار لاستیک
spare tire
لاستیک زاپاس
tire rotation
چرخش لاستیک
tire tread
طرح لاستیک
tire repair
تعمیر لاستیک
snow tires
لاستیکهای زمستانی
tire gauge
طرحسنج لاستیک
run-flat tire
لاستیک بدون هوا
tire of
لاستیک از
radial tire
لاستیک شعاعی
truck tire
لاستیک کامیون
tire cord
الیاف تایر
rubber tire
لاستیک رابر
solid tire
لاستیک جامد
automobile tire
لاستیک خودرو
bicycle tire
لاستیک دوچرخه
tire out
خسته شدن لاستیک
This tire is going down.
این لاستیک دارد کم باد می شود.
Young children tire quickly.
کودکان خردسال به سرعت خسته می شوند.
he was tired and crotchety.
او خسته و بداخلاق بود.
she was tired and irritable.
او خسته و عصبی بود.
he was tired and jumpy.
او خسته و مضطرب بود.
the journey had tired her.
سفر او را خسته کرده بود.
This tire will give very good mileage.
این لاستیک مسافت پیمایش بسیار خوبی خواهد داشت.
I'm tired with walking.
من از پیادهروی خسته شده ام.
The tired old man shambles.
مرد پیر و خسته با قدمهای بیهدف راه میرود.
got tired of the macho bit.
از این جنبه مردانه خسته شدم.
tired of the same old sandwiches.
از همبرگرهای قدیمی و یکسان خسته شده ام.
The rear tires began to wear.
لاستیک های عقب شروع به فرسودگی کردند.
bowled a tire from the garage.
یک لاستیک را از گاراژ بیرون آورد.
I'm a bit tired tonight.
امشب کمی خسته ام.
I'm not a bit tired now.
من الان کمی خسته نیستم.
The car tires were flat.
لاستیک های ماشین پنچری داشتند.
flat tire
لاستیک پنچر
tire pressure
فشار لاستیک
spare tire
لاستیک زاپاس
tire rotation
چرخش لاستیک
tire tread
طرح لاستیک
tire repair
تعمیر لاستیک
snow tires
لاستیکهای زمستانی
tire gauge
طرحسنج لاستیک
run-flat tire
لاستیک بدون هوا
tire of
لاستیک از
radial tire
لاستیک شعاعی
truck tire
لاستیک کامیون
tire cord
الیاف تایر
rubber tire
لاستیک رابر
solid tire
لاستیک جامد
automobile tire
لاستیک خودرو
bicycle tire
لاستیک دوچرخه
tire out
خسته شدن لاستیک
This tire is going down.
این لاستیک دارد کم باد می شود.
Young children tire quickly.
کودکان خردسال به سرعت خسته می شوند.
he was tired and crotchety.
او خسته و بداخلاق بود.
she was tired and irritable.
او خسته و عصبی بود.
he was tired and jumpy.
او خسته و مضطرب بود.
the journey had tired her.
سفر او را خسته کرده بود.
This tire will give very good mileage.
این لاستیک مسافت پیمایش بسیار خوبی خواهد داشت.
I'm tired with walking.
من از پیادهروی خسته شده ام.
The tired old man shambles.
مرد پیر و خسته با قدمهای بیهدف راه میرود.
got tired of the macho bit.
از این جنبه مردانه خسته شدم.
tired of the same old sandwiches.
از همبرگرهای قدیمی و یکسان خسته شده ام.
The rear tires began to wear.
لاستیک های عقب شروع به فرسودگی کردند.
bowled a tire from the garage.
یک لاستیک را از گاراژ بیرون آورد.
I'm a bit tired tonight.
امشب کمی خسته ام.
I'm not a bit tired now.
من الان کمی خسته نیستم.
The car tires were flat.
لاستیک های ماشین پنچری داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید