inhaling

[ایالات متحده]/[ˈɪn.heɪ.lɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɪn.heɪ.lɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نفس کشیدن؛ دم گرفتن
v. (passive) در حال نفس کشیدن
Word Forms
جمعinhalings

عبارات و ترکیب‌ها

inhaling deeply

نفس عمیق کشیدن

inhaling smoke

نفس دود کشیدن

inhaling slowly

به آرامی نفس کشیدن

inhaling fresh air

نفس هوای تازه کشیدن

inhaling fumes

نفس بخارات سمی کشیدن

inhaling oxygen

نفس اکسیژن کشیدن

inhaling sharply

به سرعت نفس کشیدن

inhaling through

نفس از طریق

inhaling vapors

نفس بخار کشیدن

inhaling calmly

به آرامی و با حوصله نفس کشیدن

جملات نمونه

she was inhaling the scent of freshly baked bread.

او در حال استشمام عطر نان تازه بود.

he started inhaling deeply to calm his nerves.

او برای آرام کردن اعصابش شروع به استشمام عمیق کرد.

the athlete was inhaling oxygen through a mask.

ورزشکار از طریق ماسک در حال استشمام اکسیژن بود.

inhaling polluted air can damage your lungs.

استنشاق هوای آلوده می تواند به ریه های شما آسیب برساند.

the scuba diver was inhaling compressed air.

غواص از طریق یک ماسک در حال استشمام هوای فشرده بود.

he was inhaling the aroma of the pine forest.

او در حال استشمام عطر جنگل کاج بود.

inhaling helium can temporarily alter your voice.

استنشاق هلیوم می تواند به طور موقت صدای شما را تغییر دهد.

the patient was inhaling medication through a nebulizer.

بیمار از طریق یک نبولایزر در حال استشمام دارو بود.

avoid inhaling fumes from cleaning products.

از استنشاق بخارات محصولات تمیز کننده خودداری کنید.

she enjoyed inhaling the crisp mountain air.

او از استنشاق هوای کوهستانی خنک لذت می برد.

he was inhaling slowly and deliberately.

او به آرامی و با دقت در حال استنشاق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید