| جمع | inhalings |
inhaling deeply
نفس عمیق کشیدن
inhaling smoke
نفس دود کشیدن
inhaling slowly
به آرامی نفس کشیدن
inhaling fresh air
نفس هوای تازه کشیدن
inhaling fumes
نفس بخارات سمی کشیدن
inhaling oxygen
نفس اکسیژن کشیدن
inhaling sharply
به سرعت نفس کشیدن
inhaling through
نفس از طریق
inhaling vapors
نفس بخار کشیدن
inhaling calmly
به آرامی و با حوصله نفس کشیدن
she was inhaling the scent of freshly baked bread.
او در حال استشمام عطر نان تازه بود.
he started inhaling deeply to calm his nerves.
او برای آرام کردن اعصابش شروع به استشمام عمیق کرد.
the athlete was inhaling oxygen through a mask.
ورزشکار از طریق ماسک در حال استشمام اکسیژن بود.
inhaling polluted air can damage your lungs.
استنشاق هوای آلوده می تواند به ریه های شما آسیب برساند.
the scuba diver was inhaling compressed air.
غواص از طریق یک ماسک در حال استشمام هوای فشرده بود.
he was inhaling the aroma of the pine forest.
او در حال استشمام عطر جنگل کاج بود.
inhaling helium can temporarily alter your voice.
استنشاق هلیوم می تواند به طور موقت صدای شما را تغییر دهد.
the patient was inhaling medication through a nebulizer.
بیمار از طریق یک نبولایزر در حال استشمام دارو بود.
avoid inhaling fumes from cleaning products.
از استنشاق بخارات محصولات تمیز کننده خودداری کنید.
she enjoyed inhaling the crisp mountain air.
او از استنشاق هوای کوهستانی خنک لذت می برد.
he was inhaling slowly and deliberately.
او به آرامی و با دقت در حال استنشاق بود.
inhaling deeply
نفس عمیق کشیدن
inhaling smoke
نفس دود کشیدن
inhaling slowly
به آرامی نفس کشیدن
inhaling fresh air
نفس هوای تازه کشیدن
inhaling fumes
نفس بخارات سمی کشیدن
inhaling oxygen
نفس اکسیژن کشیدن
inhaling sharply
به سرعت نفس کشیدن
inhaling through
نفس از طریق
inhaling vapors
نفس بخار کشیدن
inhaling calmly
به آرامی و با حوصله نفس کشیدن
she was inhaling the scent of freshly baked bread.
او در حال استشمام عطر نان تازه بود.
he started inhaling deeply to calm his nerves.
او برای آرام کردن اعصابش شروع به استشمام عمیق کرد.
the athlete was inhaling oxygen through a mask.
ورزشکار از طریق ماسک در حال استشمام اکسیژن بود.
inhaling polluted air can damage your lungs.
استنشاق هوای آلوده می تواند به ریه های شما آسیب برساند.
the scuba diver was inhaling compressed air.
غواص از طریق یک ماسک در حال استشمام هوای فشرده بود.
he was inhaling the aroma of the pine forest.
او در حال استشمام عطر جنگل کاج بود.
inhaling helium can temporarily alter your voice.
استنشاق هلیوم می تواند به طور موقت صدای شما را تغییر دهد.
the patient was inhaling medication through a nebulizer.
بیمار از طریق یک نبولایزر در حال استشمام دارو بود.
avoid inhaling fumes from cleaning products.
از استنشاق بخارات محصولات تمیز کننده خودداری کنید.
she enjoyed inhaling the crisp mountain air.
او از استنشاق هوای کوهستانی خنک لذت می برد.
he was inhaling slowly and deliberately.
او به آرامی و با دقت در حال استنشاق بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید