medical inhalings
تنفسهای پزشکی
daily inhalings
تنفسهای روزانه
steam inhalings
تنفسهای بخاری
herbal inhalings
تنفسهای گیاهی
nasal inhalings
تنفسهای بینی
inhalings therapy
درمان تنفسی
regular inhalings
تنفسهای منظم
inhalings treatment
درمان تنفسی
deep inhalings
تنفسهای عمیق
inhalings practice
روشهای تنفسی
she practiced deep inhalings to calm her nerves.
او تنفس عمیق را تمرین کرد تا عصبهایش را آرام کند.
the doctor recommended regular inhalings of saline solution.
پزشک توصیه کرد تا به طور منظم از محلول نمک تنفس کند.
he was told to take slow inhalings during the meditation.
به او گفته شد که در حین مدیتیشن تنفسهای کندی بکند.
the therapist advised quick inhalings to increase oxygen intake.
درمانگر توصیه کرد تا تنفسهای سریعی برای افزایش میزان اکسیژن دریافتی داشته باشد.
children should use gentle inhalings with a mask.
کودکان باید با استفاده از یک ماسک تنفسهای نرمی انجام دهند.
athletes often perform controlled inhalings to improve performance.
ورزشکاران اغلب تنفسهای کنترل شده را انجام میدهند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.
the nurse observed forced inhalings after the asthma attack.
پرستار تنفسهای اجباری را پس از حمله آسم مشاهده کرد.
she noted that noisy inhalings indicated airway obstruction.
او یادداشت گرفت که تنفسهای بلند و سردستی نشاندهنده مسدود شدن راه هوایی است.
quiet inhalings are preferred during sleep for better rest.
در حین خواب تنفسهای آرام ترجیح داده میشود تا استراحت بهتری داشته باشیم.
the program includes breathing exercises with rhythmic inhalings.
این برنامه تمرینات تنفسی با تنفسهای ریتمیک را شامل میشود.
he recorded the number of inhalings per minute.
او تعداد تنفسها در هر دقیقه را ثبت کرد.
the study measured the effect of deep inhalings on heart rate.
این مطالعه تأثیر تنفسهای عمیق بر نرخ ضربان قلب را اندازه گرفت.
medical inhalings
تنفسهای پزشکی
daily inhalings
تنفسهای روزانه
steam inhalings
تنفسهای بخاری
herbal inhalings
تنفسهای گیاهی
nasal inhalings
تنفسهای بینی
inhalings therapy
درمان تنفسی
regular inhalings
تنفسهای منظم
inhalings treatment
درمان تنفسی
deep inhalings
تنفسهای عمیق
inhalings practice
روشهای تنفسی
she practiced deep inhalings to calm her nerves.
او تنفس عمیق را تمرین کرد تا عصبهایش را آرام کند.
the doctor recommended regular inhalings of saline solution.
پزشک توصیه کرد تا به طور منظم از محلول نمک تنفس کند.
he was told to take slow inhalings during the meditation.
به او گفته شد که در حین مدیتیشن تنفسهای کندی بکند.
the therapist advised quick inhalings to increase oxygen intake.
درمانگر توصیه کرد تا تنفسهای سریعی برای افزایش میزان اکسیژن دریافتی داشته باشد.
children should use gentle inhalings with a mask.
کودکان باید با استفاده از یک ماسک تنفسهای نرمی انجام دهند.
athletes often perform controlled inhalings to improve performance.
ورزشکاران اغلب تنفسهای کنترل شده را انجام میدهند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.
the nurse observed forced inhalings after the asthma attack.
پرستار تنفسهای اجباری را پس از حمله آسم مشاهده کرد.
she noted that noisy inhalings indicated airway obstruction.
او یادداشت گرفت که تنفسهای بلند و سردستی نشاندهنده مسدود شدن راه هوایی است.
quiet inhalings are preferred during sleep for better rest.
در حین خواب تنفسهای آرام ترجیح داده میشود تا استراحت بهتری داشته باشیم.
the program includes breathing exercises with rhythmic inhalings.
این برنامه تمرینات تنفسی با تنفسهای ریتمیک را شامل میشود.
he recorded the number of inhalings per minute.
او تعداد تنفسها در هر دقیقه را ثبت کرد.
the study measured the effect of deep inhalings on heart rate.
این مطالعه تأثیر تنفسهای عمیق بر نرخ ضربان قلب را اندازه گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید