inherently

[ایالات متحده]/ɪnˈherəntli/
[بریتانیا]/ɪnˈhɪrəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور طبیعی، ذاتاً

عبارات و ترکیب‌ها

inherently flawed

ذاتا معیوب

inherently uncertain

ذاتا نامطمئن

جملات نمونه

This doctrine holds that people are inherently good.

این نظریه بیان می‌کند که مردم ذاتاً خوب هستند.

There is nothing inherently improbable in the idea.

در این ایده هیچ چیز ذاتاً غیرمحتمل وجود ندارد.

All business activities are inherently risky.

همه فعالیت‌های تجاری ذاتاً پرخطر هستند.

Heisenberg's uncertainty principle, according to which nature is inherently indeterministic, implies an open future (and, for that matter, an open past).

اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، که بر اساس آن طبیعت ذاتاً غیر قطعی است، یک آینده باز (و در این مورد، یک گذشته باز) را نشان می‌دهد.

Creativity is inherently human.

خلاقیت ذاتاً یک ویژگی انسانی است.

Risk is inherently part of entrepreneurship.

ریسک ذاتاً بخشی از کارآفرینی است.

Curiosity is inherently linked to learning.

کنجکاوی ذاتاً به یادگیری مرتبط است.

Conflict is inherently present in any relationship.

درگیری ذاتاً در هر رابطه‌ای وجود دارد.

Change is inherently unsettling for some people.

تغییر ذاتاً برای برخی افراد آشفته‌کننده است.

Competition is inherently part of sports.

رقابت ذاتاً بخشی از ورزش است.

Risk-taking is inherently risky.

تصمیم‌گیری‌های پر ریسک ذاتاً پرخطر هستند.

Innovation is inherently tied to progress.

نوآوری ذاتاً به پیشرفت گره خورده است.

Freedom is inherently valued by many societies.

آزادی ذاتاً توسط بسیاری از جوامع مورد ارزش قرار می‌گیرد.

Diversity is inherently beneficial to organizations.

تنوع ذاتاً برای سازمان‌ها مفید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید