intrinsically

[ایالات متحده]/in'trinsikəli/
[بریتانیا]/ɪnˈtrɪnsɪk l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که ضروری یا ذاتی است

عبارات و ترکیب‌ها

intrinsically safe

ایمن از لحاظ ذاتی

جملات نمونه

I did not expect the job to be intrinsically rewarding.

من انتظار نداشتم که شغل به طور ذاتی پاداش‌دهنده باشد.

The Romantics believed that the life of the imagination was intrinsically valuable.

رومانتیک‌ها معتقد بودند که زندگی خیال‌پردازی به طور ذاتی ارزشمند است.

Honesty is intrinsically important in any relationship.

صداقت به طور ذاتی در هر رابطه‌ای مهم است.

She has an intrinsically good heart.

او قلبی به طور ذاتی خوب دارد.

Curiosity is intrinsically linked to learning.

کنجکاوی به طور ذاتی با یادگیری مرتبط است.

The color of the sky is intrinsically beautiful.

رنگ آسمان به طور ذاتی زیبا است.

Innovation is intrinsically tied to progress.

نوآوری به طور ذاتی به پیشرفت گره خورده است.

His sense of humor is intrinsically part of his personality.

حس شوخ طبعی او به طور ذاتی بخشی از شخصیتش است.

The concept of time is intrinsically linked to human existence.

مفهوم زمان به طور ذاتی با وجود انسان مرتبط است.

Music is intrinsically connected to emotions.

موسیقی به طور ذاتی به احساسات مرتبط است.

The value of education is intrinsically understood by many.

ارزش آموزش به طور ذاتی توسط بسیاری از افراد درک می‌شود.

Intrinsically, humans seek connection and belonging.

به طور ذاتی، انسان‌ها به دنبال ارتباط و تعلق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید