inheritors

[ایالات متحده]/ɪnˈhɛrɪtəz/
[بریتانیا]/ɪnˈhɛrɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که املاک یا حقوقی را از کسی که فوت کرده دریافت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

legal inheritors

وارثان قانونی

heirs and inheritors

وارث و وراث

inheritors' rights

حقوق وراث

inheritors of wealth

وارثان ثروت

inheritors of legacy

وارثان میراث

inheritors of tradition

وارثان سنت

inheritors of knowledge

وارثان دانش

inheritors of culture

وارثان فرهنگ

inheritors of estate

وارثان املاک

inheritors of power

وارثان قدرت

جملات نمونه

the inheritors of the family fortune faced many challenges.

وارثان ثروت خانواده با چالش‌های زیادی روبرو بودند.

inheritors of cultural traditions must preserve their heritage.

وارثان سنت‌های فرهنگی باید میراث خود را حفظ کنند.

many inheritors are unaware of their responsibilities.

بسیاری از وارثان از مسئولیت‌های خود بی‌خبر هستند.

the company’s inheritors will continue its legacy.

وارثان شرکت، میراث آن را ادامه خواهند داد.

inheritors often struggle to adapt to modern times.

وارثان اغلب برای سازگاری با زمان مدرن تلاش می‌کنند.

he is one of the inheritors of a famous artist's estate.

او یکی از وارثان املاک یک هنرمند مشهور است.

inheritors of the land must respect its history.

وارثان زمین باید به تاریخ آن احترام بگذارند.

as inheritors, they have a duty to uphold family values.

به عنوان وارث، آنها وظیفه دارند ارزش‌های خانوادگی را حفظ کنند.

the inheritors gathered to discuss their future plans.

وارثان برای بحث در مورد برنامه‌های آینده خود گرد هم آمدند.

inheritors of knowledge play a crucial role in society.

وارثان دانش نقش مهمی در جامعه ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید