beneficiaries

[ایالات متحده]/ˌbenəˈfɪʃəriːz/
[بریتانیا]/ˌbenəˈfɪʃərēz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی یا سازمان‌هایی که از چیزی، مانند وصیت‌نامه، سیاست بیمه، یا اعتماد خیریه، منافع می‌برند.

عبارات و ترکیب‌ها

communication with beneficiaries

ارتباط با ذینفعین

جملات نمونه

the beneficiaries of the trust will receive their funds next month.

ذینفعان از این اعتماد، وجوه خود را در ماه آینده دریافت خواهند کرد.

it is important to inform the beneficiaries about their rights.

اطلاع رساندن به ذینفعان در مورد حقوقشان مهم است.

the charity focuses on helping the beneficiaries of the program.

صندوق خیریه بر کمک به ذینفعان برنامه تمرکز دارد.

beneficiaries must provide identification to access their benefits.

ذینفعان باید مدار شناسایی ارائه دهند تا بتوانند از مزایای خود استفاده کنند.

many beneficiaries expressed gratitude for the support they received.

بسیاری از ذینفعان از حمایت هایی که دریافت کردند، قدردانی کردند.

the organization aims to empower beneficiaries through education.

سازمان با هدف توانمندسازی ذینفعان از طریق آموزش فعالیت می کند.

beneficiaries need to understand the terms of the agreement.

ذینفعان باید شرایط توافق را درک کنند.

we are conducting surveys to better serve our beneficiaries.

ما نظرسنجی انجام می دهیم تا بهتر بتوانیم به ذینفعان خود خدمت کنیم.

beneficiaries often have varying needs and expectations.

ذینفعان اغلب نیازها و انتظارات متفاوتی دارند.

the program was designed to assist low-income beneficiaries.

این برنامه برای کمک به ذینفعان کم درآمد طراحی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید