injections

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛkʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تزریق یک ماده به چیزی؛ معرفی یک مایع به بدن یا سیستم؛ عمل مجبور کردن یک مایع به چیزی؛ مقادیر زیاد سرمایه‌گذاری یا تأمین مالی

عبارات و ترکیب‌ها

flu injections

واکسن آنفولانزا

vaccine injections

واکسن تزریقی

insulin injections

تزریق انسولین

pain injections

تزریق مسکن

steroid injections

تزریق استروئید

botox injections

تزریق بوتاکس

vitamin injections

تزریق ویتامین

iv injections

تزریق وریدی

emergency injections

تزریق اورژانسی

intravenous injections

تزریق داخل وریدی

جملات نمونه

many patients require regular injections for their condition.

بسیاری از بیماران برای شرایط خود به تزریقات منظم نیاز دارند.

the doctor explained the benefits of the injections.

پزشک مزایای تزریقات را توضیح داد.

injections can help reduce inflammation in the body.

تزریقات می‌توانند به کاهش التهاب در بدن کمک کنند.

some people are afraid of needles and injections.

برخی از افراد از سوزن و تزریقات می‌ترسند.

vaccinations are a type of injections that protect against diseases.

واکسیناسیون نوعی تزریقات است که از بیماری‌ها جلوگیری می‌کند.

she received her flu injections at the clinic.

او واکسن آنفولانس خود را در کلینیک دریافت کرد.

the nurse administered the injections with great care.

پرستار با دقت بسیار تزریقات را انجام داد.

injections can sometimes cause side effects.

تزریقات گاهی اوقات می‌توانند عوارض جانبی ایجاد کنند.

he prefers oral medication over injections.

او ترجیح می‌دهد داروهای خوراکی را به تزریقات ترجیح دهد.

injections are often used for pain relief in medical treatments.

تزریقات اغلب برای تسکین درد در درمان‌های پزشکی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید