vaccination

[ایالات متحده]/ˌvæksɪ'neɪʃən/
[بریتانیا]/ˌvæksn'eʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واکسیناسیون; فرایند تزریق واکسن برای ایجاد ایمنی در برابر یک بیماری خاص.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

vaccination schedule

برنامه واکسیناسیون

جملات نمونه

Vaccination for smallpox is efficacious.

واکسیناسیون علیه آبله مؤثر است.

Vaccination is a preventive against smallpox.

واکسیناسیون یک اقدام پیشگیرانه در برابر آبله است.

Did the vaccination take?

آیا واکسیناسیون اثر گذاشت؟

I'm to have a vaccination tomorrow.

من قرار است فردا واکسن بزنم.

Vaccinations ensure one against diseases.

واکسیناسیون ها یک فرد را در برابر بیماری ها ایمن می کنند.

Vaccination immunizes people against smallpox.

واکسیناسیون افراد را در برابر آبله مصون می کند.

scare stories about the harmful effects of the vaccination

داستان های ترسناک در مورد اثرات مضر واکسیناسیون

I read some publicity about vaccinations while waiting my turn at the doctor’s.

من در حالی که نوبت خود را در مطب دکتر منتظر بودم، در مورد واکسیناسیون اطلاعاتی خواندم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید