injects

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛkts/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک ماده در چیزی، به ویژه مایع یا دارو، معرفی کردن؛ اضافه کردن یک ماده به چیزی؛ سرمایه‌گذاری کردن پول در چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

injects energy

تزریق انرژی

injects confidence

تزریق اعتماد به نفس

injects humor

تزریق شوخ طبعی

injects excitement

تزریق هیجان

injects creativity

تزریق خلاقیت

injects innovation

تزریق نوآوری

injects passion

تزریق اشتیاق

injects clarity

تزریق وضوح

injects flavor

تزریق طعم

injects urgency

تزریق فوریت

جملات نمونه

the doctor injects the vaccine into the patient's arm.

پزشک واکسن را به بازوی بیمار تزریق می‌کند.

the technician injects the ink into the printer.

تکنسین جوهر را به داخل چاپگر تزریق می‌کند.

the chef injects flavor into the dish with spices.

آشپز با استفاده از ادویه، طعم را به غذا تزریق می‌کند.

the trainer injects enthusiasm into the team during practice.

مربی در طول تمرین، شور و اشتیاق را به تیم تزریق می‌کند.

the researcher injects a serum into the lab animals.

محقق یک سرم را به حیوانات آزمایشگاهی تزریق می‌کند.

the artist injects emotion into her paintings.

هنرمند احساسات را به نقاشی‌های خود تزریق می‌کند.

the manager injects new ideas into the project.

مدیر ایده‌های جدید را به پروژه تزریق می‌کند.

the speaker injects humor into his presentation.

سخنرانی طنز را به ارائه خود تزریق می‌کند.

the film injects a sense of realism into the story.

فیلم حس واقع‌گرایی را به داستان تزریق می‌کند.

the coach injects confidence into the players before the game.

مربی اعتماد به نفس را قبل از مسابقه به بازیکنان تزریق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید