removes

[ایالات متحده]/[rɪˈmuːvz]/
[بریتانیا]/[rɪˈmuːvz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (intransitive) رفتن؛ جدا شدن
v. (transitive) برداشتن؛ حذف کردن؛ خلاص شدن از چیزی ناخواسته؛ حذف یا از بین بردن

عبارات و ترکیب‌ها

removes the stain

حذف لکه

removes the risk

حذف خطر

removes the noise

حذف صدا

removes the need

حذف نیاز

removed the package

بسته حذف شد

removes the dust

حذف گرد و غبار

removes the tension

حذف تنش

removed the error

خطا حذف شد

جملات نمونه

the cleaning solution removes stubborn stains from the carpet.

محلول پاک‌کننده لکه‌های سرسخت را از روی فرش پاک می‌کند.

regular exercise removes stress and improves your mood.

ورزش منظم استرس را از بین می‌برد و حال شما را بهتر می‌کند.

the software removes viruses and malware from your computer.

این نرم‌افزار ویروس‌ها و بدافزارها را از کامپیوتر شما پاک می‌کند.

the new filter removes impurities from the water supply.

فیلتر جدید ناخالصی‌ها را از منبع آب حذف می‌کند.

a good editor removes unnecessary words and phrases.

یک ویراستار خوب کلمات و عبارات غیرضروری را حذف می‌کند.

the makeup remover removes traces of mascara and eyeliner.

پاک‌کننده آرایش آثار ریمل و خط چشم را از بین می‌برد.

the mechanic removes the damaged part from the engine.

مکانیک قطعه آسیب‌دیده را از موتور جدا می‌کند.

the government removes trade barriers to encourage investment.

دولت موانع تجاری را برای تشویق سرمایه‌گذاری حذف می‌کند.

the stylist removes split ends to improve hair health.

آرایشگر سرتاسر شکسته را برای بهبود سلامت موها از بین می‌برد.

the algorithm removes duplicate entries from the database.

الگوریتم ورودی‌های تکراری را از پایگاه داده حذف می‌کند.

the artist removes the background to highlight the subject.

هنرمند پس‌زمینه را حذف می‌کند تا سوژه را برجسته کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید