injera

[ایالات متحده]/ˈɪndʒərə/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نوع نان مسطح اتیوپیایی که از آرد تف تهیه شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

fresh injera

نان فطیر تازه

warm injera

نان فطیر گرم

soft injera

نان فطیر نرم

spongy injera

نان فطیر اسفنجی

injera rolls

رول‌های فطیر

injera pieces

قطعات فطیر

making injera

تهیه فطیر

eating injera

خوردن فطیر

bought injera

فطیر خریداری شده

leftover injera

فطیر باقی‌مانده

جملات نمونه

i ordered injera with lentil stew for lunch.

من برای ناهار اینجرا با خوراک عدس سفارش دادم.

we shared a platter of injera topped with spicy chicken.

ما یک بشقاب اینجرا با مرغ تند سفارش دادیم و با هم خوردیم.

the restaurant serves injera with a variety of vegetable dishes.

رستوران اینجرا را با انواع غذاهای گیاهی سرو می‌کند.

she tore off a piece of injera to scoop up the curry.

او تکه‌ای از اینجرا را پاره کرد تا خوراک را بردارد.

fresh injera has a tangy flavor and a soft, spongy texture.

اینجرا تازه طعم ترش و بافت نرم و اسفنجی دارد.

he learned to make injera from scratch at home.

او یاد گرفت که اینجرا را از ابتدا در خانه درست کند.

we used injera as a base for the whole meal.

ما از اینجرا به عنوان پایه برای کل وعده غذایی استفاده کردیم.

they brought extra injera so we could mop up the sauce.

آنها اینجرا اضافی آوردند تا بتوانیم سس را جمع کنیم.

my favorite way to eat injera is with slow-cooked beef.

علاقه‌مندم اینجرا را با گوشت گاو پخته شده آهسته بخورم.

warm injera pairs well with rich, spicy stews.

اینجرا گرم با خورش‌های غنی و تند خوب می‌آید.

we wrapped the leftovers in injera for an easy dinner.

ما باقیمانده غذا را در اینجرا پیچیدیم تا یک شام آسان داشته باشیم.

at the market, i bought a stack of injera to take home.

در بازار، یک دسته اینجرا خریدم تا به خانه ببرم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید