injures

[ایالات متحده]/ˈɪn.dʒərz/
[بریتانیا]/ˈɪn.dʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی یا چیزی آسیب رساندن یا خسارت وارد کردن; به کسی آسیب جسمی رساندن، به ویژه در یک تصادف; به اعتبار یا عزت نفس کسی آسیب زدن

عبارات و ترکیب‌ها

injures others

آسیب به دیگران

injures himself

آسیب به خود

injures badly

به شدت آسیب دیدن

injures easily

به راحتی آسیب دیدن

injures frequently

اغراق‌آمیز آسیب دیدن

injures during play

آسیب دیدن در حین بازی

injures while running

آسیب دیدن در حین دویدن

injures in accidents

آسیب دیدن در تصادفات

injures on impact

آسیب دیدن در برخورد

injures without warning

آسیب دیدن بدون هشدار

جملات نمونه

the player injures his ankle during the game.

بازیکن در حین بازی دچار آسیب دیدگی در مچ پا می‌شود.

she accidentally injures herself while cooking.

او به طور تصادفی در حین آشپزی به خودش آسیب می‌رساند.

the dog injures its paw on the sharp glass.

سگ پنجه‌اش را روی شیشه تیز زخمی می‌کند.

running without proper shoes injures your feet.

دویدن بدون کفش مناسب، پاهای شما را زخمی می‌کند.

he injures his back while lifting heavy boxes.

او در حین بلند کردن جعبه‌های سنگین، کمرش را زخمی می‌کند.

the fall injures her wrist and requires a cast.

افتادن باعث آسیب به مچ دست او می‌شود و نیاز به گچ دارد.

improper training can injure athletes.

آمادگی نامناسب می‌تواند ورزشکاران را زخمی کند.

he injures his reputation with reckless behavior.

او با رفتار بی‌پروا، شهرت خود را خدشه‌دار می‌کند.

she injures her pride by losing the competition.

او با باختن در مسابقه، غرورش را زخمی می‌کند.

carelessness often injures those around you.

بی‌احتیاطی اغلب باعث آسیب به اطرافیان شما می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید